به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از آرمان،  در این میان اما صنعت گردشگری ایران نیازمند بررسی بیشتر است. اینکه اکنون کدام کشورها گردشگران بیشتری روانه می‌کنند، این گردشگران حدودا در چه سن و سالی هستند، ذائقه آنها چیست و پاسخ به سوالاتی از این دست می‌تواند چراغ راهی باشد برای آینده پیش‌روی صنعت گردشگری ایران. اما آیا این آمارها موجود است؟

از آنجا که صنعت توریسم ایران سیستم آماری به روزی ندارد، نمی‌توان آمار دقیق و خاصی در رابطه با ورود و خروج تعداد گردشگرانی که به کشورمان می‌آیند ارائه کرد. همین‌طور میزان دقیق ارزی که از این راه وارد کشور می‌شود و دلارهایی که توسط گردشگران در ایران خرج می‌شود مشخص نیست، همان‌طور که رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور گفته است: بنا بر گزارش بانک مرکزی در سال گذشته 11.8‌میلیارد درآمد ارزی از طریق گردشگری برای کشور ایجاد شده است.در این رابطه دکتر سید کاظم خلدی نسب، مشاور و مدیر حوزه معاونت گردشگری می‌گوید: مدتی است که سازمان گردشگری به فکر افتاده تا سیستمی آماری راه‌اندازی کند و میزان درآمدزایی دقیقی را که گردشگران در ایران به وجود می‌آورند به‌صورت کاملا آماری و دقیق بررسی کند.

شهرهای توریستی

وقتی صحبت از گردشگر و توریست می‌شود، اولین شهری که به ذهن می‌رسد تا به این افراد معرفی کرد؛ اصفهان و شیراز است. دو شهری که انبوهی از آثار دیدنی دارند و ید طولایی در صنعت توریسم و گردشگری؛ اما باید گفت که شهرهای دیگر نیز از این شهر‌ها عقب نمانده‌اند و کار جذب توریست را خیلی وقت است که آغاز کرده‌اند. علت هم برمی‌گردد به سابقه تاریخی شهرهای ایران و جاذبه‌های بکر، مکان‌های دیدنی و قدیمی که هر کدام هویتی دست نیافتنی دارند. دکتر خلدی نسب در این رابطه می‌گوید: قطب‌های گردشگری ما رویکرد متنوعی دارند و ما شاهدیم که علاوه بر استان اصفهان و فارس، استان‌های جنوبی و شمالی نیز با استقبال زیاد گردشگران مواجه هستند. اما علت اینکه بیشتر این دو شهر مورد استقبال توریست‌ها قرار می‌گیرد این است که بیشتر توریست‌هایی که وارد ایران می‌شوند، اولین بار است که پایشان را به کشور می‌گذارند و تنها درباره شهرهای اصفهان و شیراز شنیده‌اند، درنتیجه اولویت‌شان بازدید از این دو شهر می‌شود. به همین دلیل با قطب‌های دیگر گردشگری ایران ناآشنا هستند و به سمت این دو شهر می‌روند. با این وجود گردشگردان زمانی که پا به ایران می‌گذارند و اطلاعات کامل‌تری کسب می‌کنند، علاقمند می‌شوند به شهرهای دیگر ایران نیز سفری داشته باشند و آثار تاریخی و صنایع دستی و مناطق بکر کشور را از نزدیک ببینند.اگر بخواهیم جدولی را در نظر بگیریم و توریست‌ها را دسته‌بندی کنیم، این جدول به سه گروه تقسیم می‌شود؛ توریست‌های زیارتی، سلامت (بهداشت و درمان) و تفریحی. گردشگرانی که از آذربایجان و عراق راهی ایران می‌شوند، بیشتر هدفشان سلامت و زیارت است و در دو گروه اول جای می‌گیرند. اما توریست‌های اروپایی بیشتر برای تفریح و بازدید از کشور و دیدن مناطق تاریخی، صنایع دستی و چیزهای خاصی است که از آن ایرانیان است. دکتر خلدی نسب می‌گوید: «توریست‌های اروپایی علاقه زیادی به بازدید از اماکن تاریخی و فرهنگی ایران و طبیعت گردی دارند. به همین دلیل بیشترین آمار توریست‌های تفریحی از آن این گروه است.»

میانسالان، رکوددار سفر

همانطور که اهداف سفر گردشگران به ایران متفاوت است، سن و سالشان نیز فرق می‌کند. سن بیشتر توریست‌هایی که به هر دلیلی وارد ایران می‌شوند 40 تا 60 سال است. علت نیز از نظر دکتر خلدی نسب داشتن اوقات فراغت در این سن و سال است. او می‌گوید: در این رده سنی، افراد از کار فارغ و وارد دوره بازنشستگی می‌شوند. با بازنشستگی، افراد زمان کافی دارند و به همین دلیل به فکر مسافرت می‌افتند. از طرفی با گذشت سن و کسب درآمد، وضعیت زندگی‌شان ثابت شده و تمکن مالی برای مسافرت دارند. نکته دیگر هم این است که در این سن به آنها حق بیمه عمر پرداخت می‌شود که پول کافی برای سفرهای آنها را فراهم می‌کند.

گردشگری و اشتغال‌زایی

صنعت گردشگری در اشتغال‌زایی و افزایش درآمد کمک زیادی به مردم شهر و روستایی می‌کند که جاذبه گردشگری دارد. با توسعه این صنعت می‌توان شغل‌های زیادی به وجود آورد و از مهاجرت جوانان به شهر نیز جلوگیری کرد. از طرف دیگر گردشگران اروپایی نیازی ندارند برای دیدن مظاهر جدید تمدنی به شهر‌های ایران سفر کنند، آنها فرهنگ‌های جدید را با خود به همراه می‌آورند. از آنجا که جذب مشتری برای هر کاری یک مهارت محسوب می‌شود، جذب توریست نیز مهارتی است که فعالان این عرصه در ایران نیازمند یادگیری بیشتر آن هستند. اما چه راه‌حل‌هایی برای جذب توریست وجود دارد، خلدی نسب در پاسخ به این سوال می‌گوید: بهترین راه برای جذب توریسم، اصحاب رسانه و سفرنامه‌نویسان هستند. توریست‌ها به اعتبار روزنامه نگاران سفر‌هایشان را آغاز می‌کنند به همین دلیل هر چه رسانه‌ها بیشتر به این موضوع بپردازند، بیشتر توریست جذب کشور می‌شود. به همین دلیل برای جذب توریست، باید از روزنامه نگاران و سفرنامه نویسان دعوت کنیم که به ایران بیایند و با تهیه گزارش از ایران در رسانه‌های خود، این کشور را به دیگران بشناسانند. برنامه‌های متنوعی در این خصوص داریم که برگزاری نمایشگاه‌ها و معرفی جاذبه‌های گردشگری و شرکت در نمایشگاه‌های بین‌المللی چون آی تی بی، بیت میلان، سی تور اسپانیا، نمایشگاه بین‌المللی مسکو در دستور کارمان قرار دارد. آژانس‌هایی را نیز که علاقمند هستند در این نمایشگاه‌ها شرکت کنند تشویق می‌کنیم تا با حضور در این نمایشگاه‌ها جاذبه‌های ایران را نشان دهند. ورود هیات‌های تجاری و اقتصادی به ایران که این اواخر شاهد ورود بسیاری از هیات‌های تجاری و اقتصادی به کشور بودیم یکی دیگر از این راه‌هاست. همزمان با ورود این هیات‌های تجاری داشتن تورهای ایران‌گردی می‌تواند بسیار به این صنعت کمک می‌کند. روزنامه‌نگاران و اساتیدی که وارد ایران می‌شوند، بی‌شک آنچه را که دیده‌اند در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی انتشار می‌دهند و این بهترین راه برای تبلیغات است.

به گزارش اقتصادآنلاین، روح‌اله نخعی در شرق نوشت: پیش‌بینی اکثریت قریب به اتفاق ناظران سیاسی بریتانیا البته حاکی از این است که به احتمال قریب به یقین، جانسون جانشین ترزا می‌ خواهد شد. این گمان تا حدی به یقین نزدیک است که کیم دروک، سفیر سابق بریتانیا در آمریکا نیز بر اساس آن درباره آینده کاری‌اش تصمیم گرفت. وقتی افشای مواضع منتقدانه او درباره رئیس‌جمهور آمریکا به چالشی بین دو متحد سنتی تبدیل شد، نخست‌وزیر و وزیر خارجه از دروک حمایت کردند اما وقتی جانسون از چنین حمایتی خودداری کرد، دروک از سمت خود استعفا داد. فاصله بین سوابق و مواضع دو گزینه نهایی یا به تعبیر دقیق‌تر، رویکردهای گزینه اصلی یعنی جانسون، سوژه رسانه‌های جهان است؛ اما یک سؤال مهم در این میان این است: نخست‌وزیر آینده بریتانیا، به ایران چه نگاهی دارد؟

  از حمایت از برجام تا تهدید به تحریم

بوریس جانسون، همانند رقیب اصلی‌اش، با سابقه وزارت خارجه به رقابت نخست‌وزیری وارد شده است. مواضع نژادی او، همراهی‌اش با راست افراطی و دیگر جهت‌گیری‌های سیاسی‌اش، همگی او را مانند بسیاری از هم‌حزبی‌هایش در موضعی مقابل ایران قرار می‌دهد اما سابقه عملی او، حمایت از برجام بوده‌ است. واضح‌ترین موضع‌گیری جانسون به عنوان وزیر خارجه یکی از امضاکنندگان توافق، یادداشتی بوده ‌است که او دو سال پیش، یعنی در ۱۷ جولای ۲۰۱۷، در واشنگتن‌پست منتشر می‌کند. او در این یادداشت البته ایران را کشوری مشکل‌آفرین در خاورمیانه معرفی می‌کند که به دنبال سلاح هسته‌ای است اما می‌نویسد که توافق هسته‌ای مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است: «تا اینجا، این توافق که رسما به عنوان برنامه جامع اقدام مشترک شناخته می‌شود، کار کرده ‌است و ما بر این باوریم که این بهترین گزینه برای جامعه بین‌المللی است». او سپس به توضیح محدودیت‌هایی می‌پردازد که این توافق روی برنامه هسته‌ای ایران اعمال می‌کند. جانسون در این یادداشت، موضعی همدلانه با نگاه رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ اتخاذ می‌کند و اقدامات ایران در منطقه و جهان را محکوم می‌کند؛ اما هم‌زمان تأکید می‌کند که این توافق، قدرت ایران را در آنچه او «اقدامات مخرب» ایران می‌خواند و برعکس یک مسئله احتمالی، یعنی حرکت ایران به سمت غنی‌سازی در سطح تسلیحاتی را خنثی کرده ‌است.

تلاش جانسون برای نجات توافق هفت‌جانبه اما در عمل از این هم فراتر می‌رود. او همانند امانوئل مکرون، سفری به واشنگتن دارد تا تلاش کند رئیس‌جمهور آمریکا را قانع کند از توافق برجام خارج نشود. در این سفر، او به جز شخص رئیس‌جمهور دیدارهای متعددی با اعضای دولت ترامپ و کاخ سفید دارد اما در نهایت اقبالی در اقناع ترامپ پیدا نمی‌کند و ناکام بازمی‌گردد. کیم دروک، در یادداشت‌هایی که به تازگی از میان مکاتبات او و جانسون افشا شده است، در همین رابطه می‌آورد: «این نتیجه، تناقض کاخ سفید را نمایان می‌کند؛ دسترسی شما عالی است و به‌جز رئیس‌جمهور می‌توانید همه را ببینید؛ اما در محتوای کار، دولت تصمیمش را در جهت وندالیسم دیپلماتیک نسبت به این اقدام گرفته ‌است؛ ظاهرا به دلایل عقیدتی و شخصی؛ این توافق اوباما بوده‌ است».دو سال بعد، جانسونی که در رقابت برای کسب رأی راست‌گرایان حزب محافظه‌کار است با صحنه تقابل ایران و آمریکا مواجه است. او در مواجهه با اقدام ایران برای کاهش تعهدات به برجام، موضع‌گیری تندی دارد و از ایران می‌خواهد «این دیوانگی را پایان دهد». او در صحبت‌هایی که ماه گذشته ایراد شده، همچنین تصریح می‌کند که آماده ‌است تحریم‌ها علیه ایران را دوباره آغاز کند: «نمی‌خواهم مردم فکر کنند من نسبت به ایران موضع ملایمی دارم. ما با وضعیت سختی مواجهیم و من قطعا آماده‌ام اگر آنها از توافق هسته‌ای تخطی کردند این مسیر را بروم. توصیه اکید من به ایرانی‌ها این است که این دیوانگی را پایان دهند، قدم دیگری که مفاد توافق را زیر پا بگذارد برندارند و سلاح هسته‌ای نسازند».فاصله بین این دو موضع شاید با بررسی موضع جانسون در قبال ترامپ قابل درک شود. جانسون که پیش از انتخابات ۲۰۱۶ درباره ترامپ گفته بود او «عقلش را از دست داده است» بعد از انتخابش به عنوان ریاست‌جمهوری، او را دارای «برنامه‌ای هیجان‌انگیز برای تغییر» توصیف کرد. بسیاری در اروپا جانسون را نسخه بریتانیایی ترامپ می‌خوانند و همراهی نگاه او با ترامپ، از دلایل مهم این نگاه است.

  مخالفت با گزینه نظامی علیه ایران

اما گزینه نخست‌وزیری بریتانیا در مخالفت با گزینه اقدام نظامی علیه ایران توسط آمریکا، موضعی صریح و قاطع می‌گیرد و تأکید می‌کند در جایگاه نخست‌وزیر از آن حمایت نخواهد کرد. او در مناظره با رقیبش جرمی هانت، چنین می‌گوید: «امشب با شما خیلی صریح صحبت می‌کنم. اگر بگویید رفتن سراغ جنگ با ایران گزینه‌ای منطقی برای ما در غرب است، من چنین چیزی را باور ندارم. راه پیش‌رو باید دیپلماسی باشد. اگر از من بپرسید آیا فکر می‌کنم [در جایگاه نخست‌وزیر] از اقدام نظامی علیه ایران دفاع خواهم کرد، پاسخ منفی است».

  ماجرای نازنین زاغری

اما وقتی نام جانسون و رابطه با ایران به میان می‌آید، مسئله نازنین زاغری اولین چیزی است که به ذهن بسیاری می‌رسد. بوریس جانسون در جایگاه وزیر خارجه، در آذر ۱۳۹۶ به تهران سفر می‌کند. مسئله نازنین زاغری، شهروند ایرانی-‌بریتانیایی که آن زمان ۱۹ ماه بود در ایران زندانی بود، در صدر موضوعات سفر او توصیف شده بود. در گزارش‌های رسمی در‌این‌باره، اشاره‌ای به این پرونده نشده ‌است اما ناکامی او در ایجاد پیشرفت در این زمینه،‌ انتقادهای بسیاری را در بریتانیا به‌همراه داشت. موضع‌گیری‌های پیشین جانسون و روایت‌های غیررسمی حاکی از این بود که جانسون، به‌جای اینکه به توافقی در این زمینه برسد، وضعیت پرونده را پیچیده‌تر کرده است. ریچارد رتکلیف، شوهر نازنین‌ زاغری، تا همین حالا که رقابت نخست‌وزیری در جریان است هم از این بابت جانسون را هدف انتقاد قرار می‌دهد. ناکامی جانسون در این پرونده تا حدی بود که یک بار عذرخواهی او را نیز به همراه داشت. او کمی بعد از صحبت‌هایش درباره «آموزش خبرنگاری» در ایران توسط زاغری، بابت «اشتباهش» دراین‌باره عذر خواست و تأکید کرد زاغری برای دیدار با بستگانش به ایران آمده اما از دیدگاه بسیاری از ناظران، این عذرخواهی نتوانست تأثیری در روند پرونده داشته باشد.

  هانت و ترجیح دیپلماسی

اصلی‌ترین رقیب بوریس جانسون، شانس اندکی برای کسب کرسی ترزا می‌ دارد و احتمالا باید روی اثرگذاری هم‌زمان جنجال‌های کوچک روی جانسون حساب کند. جرمی هانت در موضوعاتی مثل برگزیت، تفاوت‌های مهمی با رقیبش دارد اما به‌عنوان یک محافظه‌کار، در قبال ایران، نگاه او تفاوت چندانی با جانسون ندارد و بیشتر روش او در مقایسه با رویکردهای غیرمعمول جانسون جلب توجه می‌کند.هانت که همین حالا در مسئله نفت‌کش‌ها درگیر تقابلی سیاسی با ایران است، چه زمانی که نفت‌کش گریس۱ با محموله ایرانی، توسط نیروهای دریایی کشورش توقیف می‌شود، چه زمانی که ایران تعهداتش را به برجام کاهش می‌دهد و چه زمانی که نفت‌کش بریتانیایی استنا ایمپرو، توسط سپاه پاسداران توقیف می‌شود، هم‌زمان با هشدارها و تهدیدهایی که روی موضع کشورش نسبت به ایران دارد، مکررا تأکید می‌کند که به‌دنبال راه‌حل دیپلماتیک برای کاهش تنش‌ها با ایران است.

تفاوت مهم دوران وزارت خارجه او با جانسون در این است که جانسون، تلاش برای منع آمریکا از خروج از برجام را در سابقه داشت اما هانت در دوران بعد از خروج ترامپ، جدی‌ترین همراه مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا در مقابل ایران بوده ‌است. او در نشست‌های خبری مشترک، در کنار پمپئویی قرار می‌گرفت که مشغول تبیین سیاست فشار حداکثری علیه ایران بود. توقیف نفت‌کش ایرانی که در دوران او رخ داد، به روایت وزیر خارجه اسپانیا، با درخواست مستقیم آمریکا اتفاق افتاد؛ اما به نظر می‌رسد این نه حاصل تفاوت نگاه دو وزیر خارجه که ناشی از تفاوت رفتار آمریکا بوده ‌است.

در مسئله نازنین زاغری، جرمی هانت تلاش بسیاری کرده‌ است که تفاوت خود را با جانسون نشان دهد. دیدار با ریچارد رتکلیف در زمان اعتصاب غذای اعتراضی‌اش در مقابل سفارت ایران در لندن و موضع‌گیری‌های متعدد او درباره پرونده زاغری، با جلب حمایت شوهر این زندانی نیز همراه بوده ‌است تا تمایز بین رفتار او و «گاف» جانسون را برجسته کند.

به گزارش اقتصادآنلاین، ایران نوشت: دو پسربچه، حدوداً هفت، هشت ساله توی حیاط دوچرخه سواری می‌کنند. برادرهای نوعروس‌اند که تازه 13 سالش شده. از یک سال و نیم پیش نامزد بوده. در صوفیان، این رسم غریب نیست؛ صوفیان شهر کوچکی است از توابع شبستر که با تبریز کمتر از 40 دقیقه فاصله دارد. می‌گویند در صوفیان رسم است دخترها را خیلی زود شوهر می‌دهند. بعضی جاها حتی زیر 10 سال.

خانه فائزه در پایین محله صوفیان است که اهالی آن را بیشتر به‌نام «دروازه» می‌شناسند. این محله که خیابان‌های فراخ و خانه‌های عموماً یک طبقه دارد، بیشتر محل زندگی مهاجرانی است از منطقه «قره داغ» و اطراف «کلیبر». زنی که با یک بغل نان درحال باز کردن در خانه‌ است، نشانی خانه فائزه را می‌دهد و می‌گوید چند شب پیش عروسی داشتند. خودش سه تا دختر دارد که دست به آسمان می‌گیرد و خدا را شکر می‌کند هرسه را شوهر داده. دو تا را 12 و 13 سالگی و دختر سوم را که به قول خودش مانده بوده روی دستش، 17 سالگی. هرسه دختر هم خیلی راضی هستند به گفته مادر.

فائزه تک دختر خانه است. مادر خیلی فارسی بلد نیست و همراهم حرف‌هایش را ترجمه می‌کند: «دختر باید شوهر کند دیگر، هرچه زودتر بهتر. خدا را شکر داماد خوبی نصیبم شد، کاری است. اینجا خواستگار که بیاید، دختر را می‌دهند برود، اما داماد باید درآمد داشته باشد.»

داماد 25 ساله است و در مکانیکی کار می‌کند. الان هم سر کار است و فائزه در خانه مادرش. مادر چند بار دختر را صدا می‌کند اما فائزه آخر داد می‌زند که نمی‌خواهم حرف بزنم. مادر با شرمندگی می‌گوید: «خجالت می‌کشد. اینجا رسم نداریم عروس چند روز بعد از مراسم خیلی خودش را به این و آن نشان دهد. اما خودش خیلی راضی است، خودش دوست داشت شوهر کند.» درسش را رها کرده؟ می‌گوید: «از پارسال که مدرسه نمی‌رود اما شاید دوباره بخواند. آن را دیگر شوهرش می‌داند. اگر قبول کند، بخواند خب ما دیگر کاری نداریم.»

مادر طوری حرف می‌زند انگار تمام بار مسئولیت دختر به یکباره از شانه‌اش برداشته شده و او دیگر تنها هم و غمش این است که بنشیند و منتظر آمدن نوه‌ها باشد.

قبل از رسیدن به صوفیان، به چند روستا سری می‌زنم و سؤال می‌کنم. می‌گویند الان توی روستاها وضعیت خیلی از قبل بهتر شده اما در خود شهر صوفیان، آمار ازدواج دختران کم‌سن بیشتر است. زنی مغازه‌دار در روستای «چله خانه علیا» می‌گوید: «الان دخترها بیشتر درس می‌خوانند اما نهایتاً تا اول دبیرستان. خود صوفیان آمار ازدواج زیر 15 سالش خیلی بالاست. رسمشان این‌طوری است که دختر اگر تا 15 سالگی ازدواج نکند دیگر در خانه می‌ماند. در بعضی روستاها باز بهتر است ولی بعضی جاها نه.»

 در صوفیان از هرکه بپرسید دختر فوقش تا چند سالگی باید شوهر کند، می‌گویند 14، 15. زن با دو بچه کوچکش کنار خیابان نشسته. به رسم دیگر زن‌های شهر چادر رنگی سر کرده و مشغول اختلاط با زنی مسن‌تر از خود است. 20ساله است. 10 ساله بوده که نامزدش کرده‌اند و چهار سال بعد هم عروسی کرده. می‌گوید این چیز عجیبی نیست. برای اینجا عادی است. نامزد می‌کنند و صیغه می‌خوانند و بعدش عروسی:

«اطرافیانم همه زیر 13 سال ازدواج کرده‌اند. خیلی‌هایشان هم مشکل و اختلاف دارند چون اختلاف سنشان زیاد است. من خودم اختلاف سنم با شوهرم زیاد نیست، 9 سال است ولی اختلاف سن دیگر کمتر از 10 سال نیست اینجا. دخترها دوست دارند سرویس طلا و لباس خوب داشته باشند برای همین هم شوهر می‌کنند. هرچه هم شوهر پولدارتر باشد، بهتر است چون می‌توانند در میهمانی‌ها لباس خوب بپوشند و سرویس طلا بیندازند و اینجوری خیلی خوشحال و راضی‌اند و برایشان هم مهم نیست شوهرشان چه سن و سالی داشته باشد. دختر اگر شوهرش هرچه را که می‌خواهد برایش بخرد، دیگر اختلاف پیدا نمی‌کند. اگر اختلاف داشته باشند هم به خاطر این چیزهاست. مثلاً می‌گوید در فلان مراسم فلانی طلایش بهتر بود و سر همین اختلاف پیدا می‌کنند وگرنه دنبال درس خواندن و این‌ها نیستند و کسی هم اجبارشان نمی‌کند مدرسه را ول کنند. خودشان دوست ندارند.»

 بچه کوچک‌تر که چند ماهه است شروع می‌کند به گریه و مادر مجبور می‌شود برای شیردادنش برود داخل خانه که درش باز است و پرده آویخته‌ای، داخلش را از نظر پنهان می‌کند.

زن مسن‌تر درحالی که حواسش به بچه دیگر است، می‌گوید: «دخترها در صوفیان باید زود ازدواج کنند، نهایتش دیگر 14 سال است. سنشان بالاتر برود، دیگر سخت بتوانند شوهر پیدا کنند. دختر 18 ساله داشته‌ایم که در خانه مانده بوده و به مرد 60 ساله شوهر کرده. برای همین می‌گویم که دختر باید زود شوهر کند. الان چقدر دخترهای از سن رد شده داریم که پشیمانند ولی دیگر چه فایده.»

معصومه یکی از همان دخترهای به قول زن از سن رد شده است، 43ساله. ابروهای مشکی پرپشت و اصلاح نکرده، در زمینه پوست سفیدش به چشم می‌آید. کنار دست صاحب مغازه کوچک لباس‌فروشی که زنی همسن و سال خودش است، نشسته و به قول خودش اینجوری وقت می‌گذراند. در صوفیان مغازه‌های کوچک زیادی را می‌بینم که فروشندگانشان زنان هستند و از این جهت می‌شود گفت شهر چهره‌ای زنانه دارد.معصومه می‌گوید:«مادر من سختگیر بود. چند تا خواستگاری را که داشتم رد کرد و همین شد که دیگر سنم گذشت و خواستگار نیامد. از 14 سال دیگر خواستگار نبود و در خانه ماندم. کسی که زود ازدواج نکند، مثل من می‌شود.»

 آنها اسیر رسوم‌اند

نام روستای «زیناب» شبستر را قبلاً شنیده‌ام؛ روستایی که به داشتن عروس‌های کم سن و سال معروف است. سال گذشته بود که همراه با مطرح شدن نام آذربایجان شرقی به‌عنوان دومین استان دارای بیشترین آمار ازدواج کودکان، نام این روستا هم در رسانه‌ها مطرح شد.

روستاهای در مسیر زیناب، با فاصله کمی از هم قرار گرفته‌اند. روستاهایی همچون «ملک زاده» و «درویش بقال». سیمای زیناب با میدانگاهی کوچک که یک طرفش قبرستان روستا و درست روبه‌روی آن زمین بازی کودکان قرار گرفته، پدیدار می‌شود. زمین بازی چسبیده به قبرستان، ترکیبی غریب از مرگ و زندگی ترسیم کرده، در عریان‌ترین شکل ممکن. بعداز ظهر است و روستا خلوت.

 زن و مردی با دو بچه کوچکشان تازه از سرِ زمین آمده‌اند. از اینکه روستایشان به این نام معروف شده، دلگیرند. زن می‌گوید: «خودم دو تا دختر شوهر داده‌ام 17 سال. همه این‌طور نیستند که زود شوهر بدهند. حالا کسانی هم بوده‌اند که دخترهایشان را زود شوهر داده‌اند اما چند تا مورد بوده. الان خیلی هم توی روستا دختر سن ازدواج نداریم. قبلاً 9، 10 سال هم شوهر می‌دادند اما حالا دیگر کم پیش می‌آید اینجوری. نگذارید ما را به این نام بشناسند.»

خودش 11 ساله ازدواج کرده اما می‌گوید مال قدیم است. البته از قدیمی که می‌گوید، نهایت 20 سال گذشته اما وضعیت به اندازه 20 سال بهتر نشده و رشد نکرده است.

مردی جوان همراه با دوستانش کنار مسجد روستا ایستاده. وقتی می‌فهمد موضوع گزارش چیست، می‌گوید در این باره حرفی نمی‌زنم چون اسم روستایمان خراب می‌شود. می‌گویم اگر فکر می‌کنید این مسأله اسم روستایتان را خراب می‌کند، چرا فکری به حالش نمی‌کنید؟ اصلاً خودت کی ازدواج کرده‌ای؟ همسرت آن موقع چند ساله بود؟

مرد به حرف می‌آید البته می‌گوید اسمی از من نبر و صدایم را هم برای کسی پخش نکن چون خوشم نمی‌آید و الان هم چون خانم هستی با تو حرف می‌زنم وگرنه که اگر مرد بود، با توپ و تشر می‌گفتم برود:

«من خودم 3 سال پیش 24 ساله بودم که زن گرفتم. زنم 13 ساله بود. اینجا 12، 13 ساله زیاد شوهر می‌دهند. زود هم بچه‌دار می‌شوند. دیگر

 13، 14 سالگی بچه هم دارند. من خودم یک بچه دارم. زندگی‌مان هم خوب است.» می‌پرسم آن موقع فکر نمی‌کردی بهتر است با یک دختر 21، 22 ساله

 که اختلاف سنش با خودت کمتر باشد، ازدواج کنی؟ از سؤالم ناراحت می‌شود، در واقع یک جورهایی بهش برمی‌خورد: «یعنی من با دختر 22ساله ازدواج کنم؟!» و بعد ادامه می‌دهد:

«به هرحال مردها دوست دارند با دخترهای بچه سال عروسی کنند. رسم هم هست دیگر. اینجا برای پسرها عیب نیست که سنشان رد شود. اصلاً زیر 20، 22 سال ازدواج نمی‌کنند چون شغلی هم ندارند گرچه کار بیشتری‌ها کشاورزی و موروثی است که الان خراب شده. بیشتر پسرها تا بیایند و ازدواج کنند سنشان به 25 می‌رسد ولی نهایت تا 28 سال ازدواج می‌کنند. توی آن سن هم خب سراغ دختر 18 ساله که نمی‌روند. بالاخره باید کم سن و سال تر از خودشان باشد. دخترها هم خودشان راضی هستند. البته بهتان بگویم اینجا ازدواج دوم را خیلی بد می‌دانند، طلاق را هم همین‌طور. طلاق البته پیش می‌آید. خیلی‌ها که در سن کم ازدواج می‌کنند به اختلاف برمی‌خورند و شده که طلاق هم بگیرند. چند نفر را می‌شناسم که زیر 18 سال طلاق گرفته‌اند و بیوه شده‌اند.»

دخترک درحالی که چادر مشکی را دور جثه لاغرش پیچانده، از در خانه بیرون می‌آید. بچه حدوداً یکساله‌ای را بغل کرده و بچه شباهت زیادی به خودش دارد. می‌شود حدس زد خواهرش باشد اما دختر لاغر اندام، مادر بچه است.

می‌گوید 15 ساله‌ام اما کمتر به نظر می‌رسد. دوست ندارد خیلی حرف بزند چون به قول خودش هرچه را می‌خواهم بپرسم از آقایش باید بپرسم که عصر برمی‌گردد. دست روی صورت بچه می‌کشم. بچه‌داری سخت نیست؟ یخش باز می‌‌شود. مرا می‌بیند که نه به‌عنوان خبرنگار بلکه در هیبت زنی مقابلش ایستاده‌ام که شاید حرف مشترکی بر اساس غریزه میانمان باشد: «سخت که هست اما خوب است. یک پسر هم بیاورم دیگر زایمان نمی‌کنم. زایمان از همه چیز سخت‌تر بود.»

بهیار خانه بهداشت یکی از روستاها از دخترانی می‌گوید که طی سال‌های خدمتش در روستاهای اطراف دیده: «زنان کم سن و سالی بودند که بدنشان برای بارداری آماده نبود. سقط جنین می‌کردند و از ترس اینکه انگ نازایی بهشان بخورد تا مدت‌ها مخفی نگه می‌داشتند و همین هم باعث عفونت رحمشان می‌شد. کسی بود که ناچار شد رحمش را دربیاورد در سن پایین. ازدواج در سن پایین جنایت است آن هم برای دخترانی که هنوز به لحاظ بدنی آماده ازدواج و فرزندآوری نیستند. در «سفیدکمر» خود مردم به این آگاهی رسیده‌اند چون تعداد تحصیلکرده‌هایشان هم بالاتر است و آموزش‌ها در این زمینه کارساز شد اما خیلی روستاها هنوز اسیر رسوم‌اند.»

 آنها اسیر رسوم نیستند

روستای سفیدکمر، جزو روستاهای شبستر است؛ روستایی که اهالی‌اش را به شیرینی می‌شناسند. می‌گویند شیرینی‌پزها عمدتاً سفیدکمری‌اند و بعضی‌هایشان در تهران و شهرهای دیگر در کار کلوچه و بستنی هستند. از بین درختان بادام در دوسوی جاده فرعی می‌گذریم تا برسیم به سفیدکمر. سفیدکمر از آن جهت اهمیت دارد که می‌گویند با فرهنگسازی، آمار ازدواج کودکان در آن پایین آمده و تقریباً به صفر رسیده است. عجیب است؛ روستاهایی با این فاصله کم از هم و اینقدر متفاوت به لحاظ شرایط فرهنگی.

«اینجا مردم خودشان دیگر موافق ازدواج‌های زود‌هنگام و زیر 18سال نیستند. در روستاهای اطراف هنوز دخترها را زود شوهر می‌دهند اما مردم سفیدکمر خودشان به این نتیجه رسیده‌اند که این رسم خوبی نیست و جلویش را گرفته‌اند.» این را یکی از اهالی روستا می‌گوید، مرد میانسالی که معتقد است دخترها باید درس بخوانند تا بتوانند زندگی خوبی داشته باشند: «دختر خود من دانشجوست. قبلاً به نظر مردم اینکه دختر دانشگاه برود و درس بخواند، کار بی‌فایده و ناپسندی بود اما حالا نظر مردم فرق کرده.»

روستای «سرکند دیزج» هم دیگر روستای شبستر است که آمار دختران تحصیلکرده‌اش بالاست. روستا را با خانه‌هایی که درختان گیلاس از دیوار حیاطشان سربرآورده‌، به خاطر خواهم آورد. «در روستای ما دخترهای زیادی هستند که لیسانس و فوق لیسانس دارند. یکجوری است که اگر کسی در خود شبستر هم دنبال دختر تحصیلکرده برای ازدواج بگردد، می‌آید سرکند دیزج.»

 کسی که این را می‌گوید یک زن و از اهالی روستاست. مهندس معمار است و می‌گوید اینجا روستای مادری‌اش است که چند سال پیش خانه‌ای در آن ساخته و تصمیم گرفته اینجا زندگی کند: «من خودم تحصیلاتم را خانه شوهرم ادامه دادم. مادرم همان وقتی که مدرسه می‌رفتم، اصرار داشت ازدواج کنم اما پدرم که اهل تبریز است مخالف بود و می‌گفت زیر دیپلم شوهر نمی‌دهم. دیپلم گرفتم و ازدواج کردم و بعد دانشگاه رفتم و الان هم تهران دفتر معماری دارم. البته چند وقتی است بیشتر در شبستر کار می‌کنم. در روستای ما دیگر کسی به چنین رسمی توجه نمی‌کند که دختر حتماً باید در سن کم ازدواج کند. از این جهت خیلی خوب است و مردم خودشان با چنین رسومی مقابله می‌کنند.»

 نمونه‌هایی از این دست البته با توجه به آمار بالای ازدواج کودکان در این منطقه چندان زیاد نیست اما می‌تواند باز نقطه امیدی باشد. معصومه آقاپور علیشاهی، نماینده مردم صوفیان، شبستر و تسوج در مجلس شورای اسلامی از روستاهای محروم در بخش صوفیان نام می‌برد که بارداری دختران 13، 14 ساله در آن زیاد اتفاق می‌افتد و اینکه مادران 20 ساله‌ای را در این روستاها می‌شود دید که 4، 5 تا بچه دارند. به گفته او سن وفات خیلی از زن‌های منطقه بین 40 تا 45 سال است که این مسأله به خاطر ازدواج در سن پایین و زایمان‌های مکرر اتفاق می‌افتد.

قبرستان زیناب با کاه‌های سوخته کنار قبرها، منظره‌ای دلگیر پیش چشم به وجود می‌آورد. از روی سنگ قبرها نمی‌شود تشخیص داد کدام زن چند بچه داشته و کی ازدواج کرده. تازه اگر بشود هم چطور می‌شود ثابت کرد مرگ بر اثر زایمان در سن پایین و تعداد زایمان‌ها اتفاق افتاده؛ شبیه جنایتی بی‌مجرم.

صحنه‌ای از فیلم «خانه‌ای روی آب» بهمن فرمان‌آرا را به خاطر می‌آورم؛ صحنه‌ای که زنی بر اثر زایمان‌های متعدد فوت کرده و جسدش را تشییع می‌کنند. شوهرش، مرد سیاهپوش که پیشاپیش جنازه می‌رود و اشک می‌ریزد، تقصیر را گردن دکتر می‌اندازد که در صحنه‌ای دیگر در مطبش به زن و مرد هشدار داده بود بارداری برای زنی که از 15 سالگی یک سال درمیان زاییده، خطر مرگ دارد. با اینحال کسی مقصر نیست انگار و زن، مرده و لابد چند سال دیگر فراموش می‌شود.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایران، اکبر شوکت با اشاره به اینکه در حال حاضر سازمان تأمین اجتماعی بیش از 40 هزار میلیارد تومان به بانک‌ها بدهکار است، می‌گوید: این در حالی است که سازمان به‌دلیل برخی از تعهدات بیمه‌ای نزدیک به 180 تا 200 هزار میلیارد تومان از دولت طلب دارد. بااین حال مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی می‌گوید با تمام توان و ظرفیت، پرداخت مطالبات سازمان از دولت را پیگیری می‌کنیم. هرچند برخی معتقدند در صورتی که این سازمان نتواند مطالبات خود را وصول کند به اجبار باید درازای بدهی به بانک تعدادی از شرکت‌های سوده تابعه خود را واگذار کند که این اتفاق مشکلات و هزینه‌های های بعدی به‌دنبال خواهد داشت.

عضو هیأت امنای سازمان تأمین اجتماعی، با بیان اینکه منابع این سازمان از محل حق بیمه‌های دریافتی وسود شرکت‌های شستا تأمین می‌شود می‌افزاید: کارفرمایی به‌نام دولت داریم که باید 3 درصد حق بیمه را تقبل کند، علاوه بر این در دوره‌ای دولت سهم دیگری را هم از بخشی از کارفرمایان برعهده گرفته است؛ به‌عنوان نمونه پرداخت حق بیمه قالی بافان، رانندگان و مشاغلی از این دست برعهده دولت گذاشته شد؛ و بر اساس آن بنا شد که 20 درصد سهم کارفرمایان مذکور را دولت پرداخت کند. با این همه دولت نه تنها آن سهم 3 درصد را پرداخت نکرده بلکه سهم کارفرمایان را هم نداده است.

بحرانی به‌نام طرح تحول سلامت

شوکت با گلایه از طرح تحول سلامت، بیان می‌کند: این طرح هیچ مزیتی برای جامعه کارگری ندارد زیرا منابع را در نظر نگرفته و کل هزینه‌ها را به دوش کارگر انداخته است. به اعتقاد من این طرح بدرستی اجرا نشده، نظام ارجاع و پزشک خانواده که از شاخص‌های اصلی بودند اجرا نشدند و فقط تعرفه هتلینگ بیمارستان‌ها و دستمزدهای پزشکان از جیب کارگران پرداخت می‌شود. از سال 1393 تاکنون حدود 10 تا 15 هزارمیلیارد تومان از منابع کارگران به جیب پزشکان و هتلینگ بیمارستان‌ها سرازیر می‌شود. این بار مالی به دوش سازمان و کارگران گذاشته شده و ظلم بزرگی است که تبعات سنگین زیادی داشته است. در دولت احمدی‌نژاد این اتفاق اشتباه شکل گرفت و به دولت روحانی منتقل شد و اکنون با بحرانی بزرگ به دولت بعدی تحویل داده می‌شود.

وی با اشاره به اینکه به 3 و نیم میلیون بازنشسته حقوق پرداخت می‌کنیم و 42 میلیون نفر نیز در حال دریافت هزینه‌های پزشکی هستند، می‌افزاید: با این جامعه هدف گسترده، شاهد ظلم‌ها و فشارهایی هستیم که متوجه جامعه کارگری است. دولت نه تنها 200 هزار میلیاردتومان بدهی خود را پرداخت نکرده بلکه هرساله 20 تا 30 هزارمیلیارد تومان به این بدهی‌ها افزوده می شود. ما برای حل این مشکل و کاهش بدهی‌ها پیشنهاداتی دادیم و سرانجام قرار شد سالانه، دولت 50 هزارمیلیارد تومان پرداخت کند و توسط نمایندگان تبصره‌ای به آن اضافه شد مبنی بر اینکه تأمین اجتماعی در اولویت باشد اما این اتفاق نیفتاد و سازمان تأمین اجتماعی هیچ وقت در اولویت قرار نگرفت. به جرأت می‌توان گفت که از مبلغ مذکور تا امروز حتی 10 درصد هم به جیب تأمین اجتماعی وارد نشده است.

رئیس کانون سراسری انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی سراسر کشور، با اظهار تأسف بیان می‌کند: سازمان برای برآورده کردن تعهدات ساده‌ای مانند پرداخت حقوق و هزینه‌های درمان درحال دریافت 1000 میلیارد تومان وام است. دیگر چه انتظاری وجود دارد که بتوانیم به‌دنبال تسهیلاتی باشیم که حق مسلم کارگری است که سال‌ها با زحمت، عرق ریخته؟ گفتنی است یکی از دلایل فروپاشی «یونان» ضعف صندوق‌های بازنشستگی بود.

پس ما باید همین حالا به فکر کاهش و رفع بحران‌های موجود باشیم. از مدیریت جدید انتظار داریم که با پیگیری‌های لازم بتواند در حل این مشکل گام‌هایی بردارد. آقای ربیعی هم زنگ خطر را به صدا درآورده بود اما دیگر هم سازمان و هم کارگران به نوعی ناامید شده‌اند تا جایی که در حال تنظیم متنی هستیم تا از رهبر معظم انقلاب در این خصوص درخواست چاره‌جویی کنیم.

وی در ادامه متذکر شد: هرازگاهی شاهد هستیم که لایحه‌ها و طرح‌هایی به مجلس می‌آیند که بر خلاف منافع کارگر و تأمین اجتماعی هستند؛ این امر نشان می‌دهد نمایندگان مجلس و دولت متوجه این نیستند که بحران تا چه اندازه بزرگ و خسارت آفرین است.

شوکت در پاسخ به این سؤال که به مدیریت جدید در خصوص حل مشکلات چه پیشنهادی داده اید، می‌گوید: از طرف هیأت امنای سازمان به هیأت مدیره جدید پیشنهاداتی ارسال شده که بارمالی هم ندارند. به‌عنوان نمونه پیشنهاد واگذاری سواحل مکران برای استخراج نفت و گاز بابت بدهی کلان دولت به تأمین اجتماعی از سوی این سازمان مطرح شده است که در کمال تأسف متوقف شده  که درخواست داریم در این زمینه پیگیری‌های لازم انجام شود یا پتروشیمی‌هایی که می‌توانند از طریق تهاتر بدهی‌های دولت را تسویه کنند، در کاهش مشکلات بسیار مؤثر هستند. ما پیشنهادهای خوبی از طریق تهاتر مطرح کردیم که متأسفانه هیچ کدام به نتیجه مورد نظر نرسیدند.

افزایش 8 درصدی مستمری بگیران

مدیرکل مستمری بگیران سازمان تأمین اجتماعی هم با اشاره به اینکه تعداد مستمری بگیران در سال جدید نسبت به مشابه سال قبل 8.15 درصد افزایش یافته می‌گوید: مصارف بلندمدت سازمان در سال 1396، معادل 45 هزار میلیارد تومان بود، که این رقم در سال 1397 به 55 هزارمیلیاردتومان رسید و برآورد ما این است که در سال 1398 این رقم به 72 هزارمیلیارد تومان می‌رسد. به عبارت دیگر در سال گذشته 4 هزار و ششصد میلیارد تومان در هر ماه در تعهدات بلندمدت هزینه شد که امسال این رقم به 5 هزار و 900 میلیارد رسیده است.

سیدمحمدعلی جنانی با بیان اینکه مصارف با شیب تندی افزایش پیدا کرده، اضافه می‌کند: از مبلغ مذکور 65 درصد به بازنشستگی، 5 درصد به از کارافتادگی و 30 درصد به بازمانده‌ها تعلق می‌گیرد. لازم به ذکر است که افزایش هزینه‌های مستمری در خردادماه 1398 به میزان 37.7 درصد افزایش یافته است و به تعداد مستمری بگیران نسبت به خردادماه سال قبل 8.15 درصد اضافه شده است.

وی با تأکید بر اینکه مشکلات روندی رو به تزاید دارند، ادامه می‌دهد: یکی از مشکلات ما این است که 42 درصد بازنشستگی‌ها پیش از موعد هستند و نگاهی که تاکنون به این مقوله بوده نگاهی حمایتی بوده و نه بیمه‌ای این در حالی است که قوانین در این حوزه باید تعدیل شوند زیرا جمعیت رو به پیرشدن و سالمندی می‌رود. با توجه به اینکه نرخ موالید پایین است و امید به زندگی بالا رفته در آینده با جمعیت پیری در کشور روبه‌رو هستیم این امر سبب می‌شود منابع مالی کم شده، کسب و کار رونق نداشته و مصارف بالایی داشته باشیم پس برای بقای صندوق در آینده‌ای که بسیار هم نزدیک است ناگزیر هستیم تغییراتی ایجاد کنیم که در نهایت به سود جامعه کارگری باشد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از آرمان، تری‌گلیسیرید نوعی چربی است که در خون شما یافت می‌شود.هنگامی که غذا می‌خورید، بدنتان کالری‌هایی که استفاده نشده‌اند را به تری‌گلیسیرید تبدیل می‌کند که در سلول‌های چربی‌تان ذخیره می‌شوند و این چربی‌ها بعدا هنگامی که مورد نیاز است، توسط هورمون‌ها برای تامین انرژی بین وعده‌های غذایی آزاد می‌شوند.عوامل مختلفی موجب افزایش سطوح تری‌گلیسیرید خون می‌شوند که عبارتنداز: چاقی، دیابت کنترل نشده، بیماری‌های کبدی و تیروئیدی، مصرف الکل و رژیم غذایی پرکالری؛ و نتیجه‌ این افزایش چربی خون، افزایش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی‌وعروقی خواهد بود.در ادامه با برخی از روش‌های ساده و طبیعی کاهش تری‌گلیسیرید آشنا می‌شوید:

وزنتان را کم کنید

کاهش وزن اولین‌راه برای کاهش تری‌گلیسیرید است؛ زیرا هنگامی که شما کالری بیشتری از آن چه می‌سوزانید، دریافت می‌کنید، کالری اضافی به‌عنوان تری‌گلیسیرید در سلول‌های چربی ذخیره می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد که کاهش فقط 5 تا 10 درصد از وزن بدنتان باعث کاهش میزان تری‌گلیسیرید خون به میزان 40 میلی‌گرم در دسی‌لیتر می‌شود.در یک مطالعه‌ دیگر نشان داده شد که کاهش 300 کالری در روز موجب کاهش 23 درصدی در میزان تری‌گلیسرید در سال شد.

مصرف قند را محدود کنید

از یک رژیم کم کربوهیدرات پیروی کنید.قندهای پنهان در بسیاری از غذاها مخفی می‌شوند و ممکن است شما حتی متوجه خیلی از آن‌ها نشوید، به همین دلیل بهتر است بیشتر از میوه‌های تازه و سبزیجات به جای مواد غذایی فرآوری شده و بسته‌بندی شده استفاده کنید.در مورد انتخاب نوشیدنی‌ها هم دقت کنید تا قند و شکر اضافی وارد بدنتان نکنید. قند و شکر و به‌طورکلی کربوهیدرات‌های اضافی مصرف شده توسط شما در بدنتان به تری‌گلیسیرید تبدیل می‌شود.مطالعات نشان می‌دهد که رژیم غذایی با کربوهیدرات و قند افزوده‌ کم می‌تواند منجر به کاهش تری‌گلیسیرید خون شود.

بیشتر ورزش کنید

سطح بالای HDL یا کلسترول خوب می‌تواند به کاهش تری‌گلیسیرید کمک کند.ورزش‌های هوازی می‌توانند سطح کلسترول HDL را در خونتان افزایش دهند، که می‌تواند باعث کاهش تری‌گلیسیرید خون شود.انجمن قلب آمریکا توصیه می‌کند که حداقل 5 روز در هفته و هر روز 30 دقیقه فعالیت بدنی داشته باشید.

از فرآوری شده‌ها اجتناب کنید

چربی‌های ترانس نوعی چربی هستند که به غذاهای فرآوری شده اضافه می‌شوند تا طول عمر آن‌ها افزایش یابد.آنها همچنین در غذاهای سرخ شده و محصولات پخته شده با روغن هیدروژنه نیز یافت می‌شوند. چربی‌های ترانس سطح LDL یا کلسترول بد را افزایش می‌دهند و می‌توانند میزان تری‌گلیسیرید خونتان را نیز افزایش دهند.تحقیقات نشان می‌دهد که کاهش فقط 5 تا 10 درصد از وزن بدنتان باعث کاهش میزان تری‌گلیسیرید خون به میزان 40 میلی‌گرم در دسی‌لیتر می‌شود.

فیبر بیشتری مصرف کنید

وجود فیبر بیشتر در رژیم غذایی شما، نه تنها یک راه عالی برای داشتن احساس پری و سیر بودن است، بلکه می‌تواند جذب چربی و قند را در روده کوچکتان کاهش دهد، که این باعث می‌شود مقدار تری‌گلیسیرید خونتان کاهش یابد.

منظم غذا بخورید

برای حفظ میزان تری‌گلیسرید در محدوده‌ طبیعی، از افزایش و کاهش ناگهانی قند خونتان اجتناب کنید.غذاخوردن در زمان‌های منظم می‌تواند به حفظ سطح گلوکز خونتان در طول روز کمک کند و بدین ترتیب خطر افزایش مقاومت به انسولین که در نتیجه‌ عادات غذایی نامناسب به‌وجود می‌آید را کاهش دهد.از آنجا که مقاومت به انسولین می‌تواند سطح تری‌گلیسیرید و قند خون را افزایش دهد، با منظم خوردن غذا در طول روز می‌توانید به بهبود حساسیت انسولین و در نتیجه میزان TG کمک کنید.

بیشتر ماهی بخورید

از رژیم مدیترانه‌ای پیروی کنید،به‌طور کلی می‌دانید که ماهی‌های چرب دارای مزایای سلامتی فوق‌العاده‌ای هستند. آنها می‌توانند تری‌گلیسیرید را کاهش دهند و این به‌خاطر اسیدهای چرب امگا 3 که یک اسید چرب اشباع نشده است، می‌باشد. انجمن قلب آمریکا توصیه می‌کند در هفته دو وعده ماهی خورده شود.اگر به‌دنبال یک رژیم غذایی سالم برای سلامت قلب و کاهش چربی خونتان هستید، یکی از بهترین گزینه‌ها رژیم غذایی مدیترانه‌ای است.در یکی از مطالعات انجام شده نتیجه این بود که پیروی از رژیم مدیترانه‌ای به مدت 2 سال موجب کاهش 12 درصدی تری‌گلیسرید در افراد شرکت کننده شد.

چربی‌های غیراشباع مصرف کنید

چربی‌های تک‌غیراشباع و چند غیراشباع می‌توانند سطوح تری‌گلیسرید خون را کاهش دهند. چربی‌های تک غیراشباع در روغن زیتون، آجیل و آووکادو یافت می‌شود. شما می‌توانید چربی‌های چند غیراشباع را در روغن‌های گیاهی و ماهی‌های چرب پیدا کنید.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از آرمان، به اعتقاد کارشناسان، دلایل اصلی افزایش آمار زندانیان زن طی سال‌های گذشته را می‌توان فروریختگی فرهنگی، مهاجرت، شهرنشینی، فعالیت‌های اقتصادی زنان و بالا رفتن هزینه‌های زندگی، طلاق و اعتیاد در جامعه نام برد؛ دلایلی که باعث می‌شود زنان هم وارد جامعه جرایم شوند، جرایمی مانند کلاهبرداری، قاچاق، قتل و سرقت. از طرفی در شهرهای بزرگ، ترس از شناخته شدن وجود ندارد، زن متهمی که دست به خلاف می‌زند در بین جمعیت شهری به بزرگی تهران دیده نمی‌شود، اما در شهرهای کوچک زمانی که شخصی کار مجرمانه انجام بدهد همه او را می‌شناسند. به همین دلیل ارتکاب جرم در شهرهای کوچک کمتر است.

افزایش چشمگیر بزهکاری زنان در کشور زنگ خطری است که به صدا درآمده است، اگر زمانی جرایم بانوان نسبت به آقایان ۱۰ به ۹۰ بود، حالا شده ۵۰ به ۵۰ که این خود آمار قابل توجهی است. یک وکیل پایه یک دادگستری در این رابطه می‌بینیم که هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی در زمینه وقوع جرایم از سوی زنان دچار تحول شده‌ایم. عارف رضایی در ادامه می‌افزاید: آمار رسمی حکایت از این دارند که بخش عمده‌ای از جرایم مربوط به زنان است. بررسی‌ها نشان داده بار مشکلات مالی و فقر در سال‌های اخیر گریبانگیر زنان شده است.او در ادامه خاطرنشان می‌کند: متاسفانه امروز جرایم خشن همچون زورگیری، آدم‌ربایی و قتل در میان زنان شیوع پیدا کرده و دیگر مختص مردان نیست. مهمترین راهکار برای جلوگیری از رشد اینگونه جرایم و سیر نزولی آن، توجه به مشکلات اقتصادی و فرهنگی از سوی دولت است.»

عرصه‌ای برای حضور زنان

جرم یک واکنش نسبت به شرایط و اوضاع اجتماعی است، با توجه به تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، جرایم شیوع پیدا می‌کنند و به همین دلیل بزهکاری افراد در سال‌های اخیر دچار تغییرات جدی شده است. حالا دیگر خبری از نردبان برای بالا رفتن از دیوار و دیلم برای شکستن در نیست، سارقان داخل خانه‌هایشان نشسته‌اند و با چند کلیک میلیون‌ها تومان را در یک چشم برهم زدن سرقت می‌کنند. نه تنها مدل جرم‌ها فرق کرده است، جنسیت مجرمان نیز تغییر کرده است. حالا زنان به جای سقط جنین و خودکشی، جرایم سازمانی و حرفه‌ای انجام می‌دهند. عارف رضایی در این رابطه می‌افزاید: علت تغییر شکل جرایم در زنان به چند عامل بستگی دارد، اول اینکه حضور زنان در زندگی اجتماعی بیشتر از گذشته شده و زنان دیگر درگوشه خانه به بچه‌داری و شوهرداری اکتفا نمی‌کنند بلکه مشغول کار در خارج از خانه شده‌اند. نکته مهم دیگر این است که معمولا تحصیلات زنان هم‌ردیف با مردان است و حتی در شرایطی از لحاظ مدارج تحصیلی و قبولی در دانشگاه‌ها از مردان سبقت گرفته‌اند. این مسائل موجب می‌شود که در معرض‌‌ همان مشکلات روحی، ‌روانی، اقتصادی و اجتماعی قرار گیرند که مردان با آن مواجه هستند. از آنجایی که تعداد ازدواج نسبت به گذشته کمتر و طلاق بیشتر شده ما با نوعی پدیده استقلال در زنان مواجه هستیم، این در حالی است که بیکاری به نسبت گذشته در زنان افزایش یافته و زنان بیشتر از قبل در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار گرفته‌اند.

ورود به حوزه جرایم مردانه

نگاه جامعه نسبت به زنان هنوز فرودستانه است و زنان برای اثبات جایگاه‌شان دست به رقابت می‌زنند. جرایمی که زنان در گذشته انجام می‌دادند، جرایم خردی بودند که به واسطه فرمانبرداریشان انجام می‌دادند. طبق آنچه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت، درآمد پایین، به‌عهده گرفتن مسئولیت و سرپرستی خانواده به‌دلیل طلاق، پایین‌بودن سطح آموزش و مهارت‌های شغلی، مشکلات ناشی از فقدان مسکن، نداشتن شغل و منبع درآمد ثابت، همگی تکه‌های پازلی هستند که در کنار یکدیگر زمینه وقوع جرم در میان زنان را فراهم می‌کنند، بنابراین مشکلات اقتصادی و ناتوانی در تامین نیازهای اولیه باعث شده که برخی زنان هم وارد حوزه جرایمی شوند که تاکنون مردانه بوده است. اما باید گفت که زنان آزادانه مجرم‌بودن را انتخاب نمی‌کنند بلکه جامعه و عوامل مختلف اجتماعی و خانوادگی آنها را به سمت جرم سوق می‌دهد. امروزه به‌دلیل قرار گرفتن جامعه در شرایط گذار بار ارزشی بسیاری از هنجارهای اجتماعی کمتر شده و امکان حضور زنان در برخی از موقعیت‌ها که تا پیش از این خاص مردان بود، فراهم شده است.

مقایسه زنان مجرم و غیرمجرم

با گشتی در دنیای مجرمان در ایران خواهیم دید که این افزایش جرم زنانه، در سایر استان‌ها نیز دیده می‌شود. در تحقیقی که در رابطه با همه زنان زندانی استان گلستان صورت گرفت، مشخص شد که در تعلقات اجتماعی بین زنان مجرم درمقایسه با زنان غیرمجرم اختلاف معناداری وجود ندارد. به عبارت دیگر تعلقات اجتماعی در به زندان افتادن موثر نبوده است و در عواملی مانند از هم گسیختگی خانواده، سن ازدواج، محیط زندگی، پایگاه اجتماعی ، اقتصادی و… بین زنان مجرم در مقایسه با زنان غیرمجرم، اختلاف معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر عوامل نام برده در به زندان افتادن زنان موثر بوده است.

سوداگران مرگ

در بررسی‌هایی که توسط مسئولان زندان زنان خوزستان صورت گرفت مشخص شد بیشتر زنان این استان جرایم عمومی دارند و در این میان، سرقت و مواد مخدر مهم‌ترین دلیل زندانی شدن این افراد است. با توجه به جمعیت، وسعت و محرومیت موجود در استان خوزستان، نسبت جمعیت زندانیان زن این استان در مقایسه با دیگر استان‌های کشور، کمتر است.زنان نه تنها در قتل و سرقت پیشی گرفته‌اند، بلکه در زمینه سوداگری مرگ نیز گوی سبقت را به دست گرفته‌اند به‌طوری که مدیرکل زندان‌های استان کردستان چندی پیش اعلام کرد: آمار مجرمان زن در زمینه مواد مخدر در استان با رشد ۱۰۰‌درصدی همراه بوده است. تعداد زنان مجرم حوزه مواد مخدر بین دو سال، از ۱۸ نفر به ۳۶ نفر افزایش پیدا کرده است که این آمار مایه نگرانی جدی است.

مهاجرت و افزایش آمار

با بررسی‌های صورت گرفته مشخص شد که در تهران، مشهد، کرج یا به‌طور کلی در کلانشهر‌ها و شهرهایی که در معرض مهاجرت انسان‌ها هستند، آمار افزایش جرایم زنانه بیشتر دیده می‌شود. در عوض استان‌هایی چون یزد، سیستان و بلوچستان، ایلام و آذربایجان غربی و شرقی که تجانس فرهنگی مردمان آن حفظ شده است و کمتر در معرض تماس با مهاجران بوده‌اند، آمار افزایش جرایم زنان نیز کمتر بوده است. دلیل اصلی برای این افزایش و کاهش، تاثیرگذاری فرهنگ مهاجران بر شهر‌ها بوده است.این آمار برای زندانیان غیرعمد زن نیز حکمفرما است، به‌طوری که اسدالله جولایی، مدیرعامل ستاد دیه کشور در این خصوص اعلام کرد: ۴۷‌درصد این مددجویان مربوط به محکومان استان‌های تهران، گیلان و مازندران هستند که تهران با ۱۹ محکوم استان نخست از نظر میزبانی از زندانیان زن است و زندان‌های آذربایجان‌شرقی، ایلام، خوزستان، زنجان و سیستان‌وبلوچستان حتی یک محکوم زن نیز ندارند و در انتهای این فهرست قرار می‌گیرند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از مهر، سرهنگ محمد بخشنده مقام ارشد اجرایی در مقوله مبارزه با مواد مخدر پایتخت عنوان کرد: با حضور هوشیارانه و مدقانه پلیس مبارزه با مواد مخدر در تمامی شئون جامعه و بویژه فضای مجازی که اینروزها بخشی لاینفک از زندگی مردم شده است تمام حرکات خلافکارانه سوداگران مرگ که به خیال خام خود در فضای مجازی برای خود میتوانند به راحتی فعالیت کر ده بدون اینکه مزاحمتی برایشان پیش بیاید کنترل میشود و در زمان لازم پرسنل تیزبین و مسئولیت پذیر پلیس آنها را رصد و به دام قانون گرفتار مینماید.

این مقام انتظامی ادامه داد: بر اساس این رویه همکاران بنده در معاونت فتای پلیس مبارزه با مواد مخدر فاتب یک تیم حرفه ای و قانون شکن در زمینه توزیع مواد مخدر در بستر اینستاگرام را شناسایی و با اقدامات اطلاعاتی همگی را بدام و از آنان مقدار پنجاه کیلو ۲۸۰ گرم ماده توهم زا گل که از مشتقات ارتقا یافته گیاه شاهدانه هندی که بطور عامیانه همه بنام حشیش میشناسیم کشف و ضبط شد.

وی در خصوص سرکرده باند با هویت فردین که شدیداً از شناسایی خود دچار حیرت شده بود، توضیح داد: خلافکاران مجازی این را بدانند فعالیتهای سوء آنها از دید پلیس پنهان نمی ماند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از آرمان، بیماری کبد چرب 33 درصد از بزرگسالان ایالات متحده را تحت‌تاثیر قرار داده است.در ادامه نکات رژیمی ‌برای مبارزه با بیماری کبد چرب توصیه شده است:

دانه‌های کامل

مصرف کربوهیدرات‌های پیچیده به تولید یک منبع منظم انرژی کمک کرده و از افزایش ناگهانی قند خون جلوگیری می‌کند.علاوه‌بر این، دانه‌های کامل سرشار از ویتامین‌ها و مواد معدنی است که به عملکرد کبد کمک می‌کند. برنج قهوه‌ای، کینوا، جو، و چاودار سرشار از کربوهیدرات‌های پیچیده هستند.

پروتئین آب پنیر

مطالعات محققان نشان‌دهنده اثر محافظتی پروتئین آب پنیر در برابر کبد چرب غیرالکلی است. علاوه بر آب پنیر، شیر و ماست نیز سرشار از پروبیوتیک‌ها برای حفظ عملکرد اندام‌های گوارشی از قبیل کبد هستند و به بهبود فرایند هضم نیز کمک می‌کنند.

آووکادو

آووکادو حاوی چربی‌های سالم و فیبر است که به کنترل وزن کمک می‌کند.مصرف آووکادو همچنین در کاهش آسیب‌های کبدی بیشترین نقش را در میان گزینه‌های غذایی دارد.

قهوه

مطالعات مختلف نشان داده‌اند که مصرف قهوه می‌تواند از آسیب‌های بیماری کبد چرب پیشگیری کند. قهوه می‌تواند آنزیم‌های غیرطبیعی کبد را در کسانی که در معرض ابتلا به بیماری‌های جدی کبدی هستند، پایین بیاورد.

رژیم مدیترانه‌ای

به‌طور خلاصه، رژیم غذایی مدیترانه‌ای شامل موادغذایی طبیعی و بدون پردازش شده است. این نوع رژیم سرشار از چربی‌های سالم، آنتی‌اکسیدان‌ و کربوهیدرات‌های پیچیده است و غذاهایی از قبیل ماهی، میوه‌ها و سبزجات، روغن زیتون، و غلات را شامل می‌شود. گزارش شده که مناطق مدیترانه‌ای مانند ایتالیا و یونان دارای کمترین نرخ ابتلا به بیماری کبد چرب هستند.

سبزیجات تیره رنگ

مصرف این نوع سبزیجات نه تنها منجر به تامین ویتامین‌ها و سایر ریزمغذی‌های سالم برای بدن می‌شود، بلکه پاک‌کننده و تصفیه‌کننده کبد نیز هستند.به‌عنوان مثال کلم‌بروکلی به جلوگیری از افزایش چربی در کبد کمک می‌کند.مصرف سبزیجات تیره رنگ دیگر مانند اسفناج نیز به کاهش وزن کمک می‌کند و محافظ سلامت کبد است.

پروتئین سویا

پروتئین سویا تاثیر مثبتی بر بیماری کبد چرب دارد.محققان نشان دادند که چگونه پروتئین سویا می‌تواند به‌طور قابل توجهی تجمع چربی و تری‌گلیسیرید را در ارگان‌های بیماران چاق کاهش دهد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از آرمان،  محیط زیست یک نوع میراث ماندگار محسوب می‌شود که اهمیت بسیار بالایی در زندگی افراد دارد، بنابراین تخریب آن خود می‌تواند آثار منفی بسزایی را در زندگی نسل امروز و آینده داشته باشد.

آثار منفی توسعه توریسم بر محیط زیست

همان‌گونه که می‌دانیم لازمه تحقق توسعه توریسم تامین زیرساخت‌های لازم است؛ زیرساخت‌هایی مانند توسعه راه‌ها،احداث فرودگاه، احداث هتل و یا مواردی از این دست که هر یک از اینها خود می‌تواند آثار منفی بسزایی را در طبیعت بر جای بگذارد. بنابراین به‌راحتی می‌توان این ادعا را داشت که در شرایط موجود توسعه گردشگری طبیعی خود عامل مرگ تدریجی محیط زیست خواهد بود، چراکه متاسفانه در حال حاضر همزیستی با محیط زیست و همچنین توجه به آن در توسعه زیرساخت‌ها چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد، به‌عنوان مثال برای احداث هتل به‌یقین باید بخش قابل توجهی از درخت‌ها قطع شود و یا اینکه به محیط زیست ضربات سنگینی وارد شود اما این در حالی است که در کشورهای توسعه‌یافته امروزه برای احداث هتل در طبیعت کمترین تخریب‌ها صورت می‌گیرد به‌گونه‌ای که ساخت‌وساز سازگار با محیط زیست یک اصل انکارناپذیر در کشورهای پیشرفته است؛ اتفاقی که امروزه در کشور ما متاسفانه بسیار ناآشناست.

انباشت زباله به‌واسطه گردشگری طبیعی

باید در نظر داشت که گردشگری طبیعی خود می‌تواند با تبعات منفی بسیاری همراه باشد، به‌عنوان مثال انباشت زباله یکی از ده‌ها مورد از تبعات منفی رونق این نوع گردشگری به حساب می‌آید، چراکه امروزه متاسفانه بسیاری از افراد هنگام رفتن به طبیعت هیچ‌گاه زباله‌هایی را که تولید کرده‌اند جمع نکرده و آن را در دامن طبیعت رها می‌کنند و متاسفانه این تفکر را دارند که این زباله‌ها در طبیعت تجزیه خواهد شد در حالی‌که زباله خود می‌تواند باعث تخریب محیط زیست و همچنین اتلاف جان بسیاری از جانوران نیز باشد. از سوی دیگر باید خاطر نشان کرد که وجود مدیریت سنتی در برخی از مناطق گردشگری طبیعی خود می‌تواند یکی دیگر از عوامل تخریب محیط زیست باشد، چراکه مطالعات نشان می‌دهد استفاده از نیروهای متخصص و آموزش‌دیده برای مناطق گردشگری طبیعی می‌تواند عاملی اصلی برای افزایش حفاظت از این مناطق باشد؛ اتفاقی که در حال حاضر متاسفانه در برخی از نقاط گردشگری طبیعی رخ نمی‌دهد.

جای خالی فرهنگ‌سازی

باید در نظر داشت که متاسفانه در کشور ما فرهنگ‌سازی لازم برای حفاظت از محیط زیست صورت نگرفته است که این خود می‌تواند تبعات منفی بسیار گسترده‌ای را به‌همراه داشته باشد هرچند در این فرصت باید یادآور شد که از بین رفتن طبیعت می‌تواند باعث نابودی گردشگری طبیعی نیز شود، البته هرگاه طبیعت بنا به دلیلی مورد تخریب و یا نظافت در آن به‌طور کامل رعایت نشود به‌یقین دیگر گردشگری طبیعی نیز وجود نخواهد داشت که این خود می‌تواند تبعات منفی دیگری را نیز به‌دنبال داشته باشد. به عبارت ساده‌تر گردشگری طبیعی در صورت تحقق درست آن می‌تواند عاملی برای رونق اقتصاد روستایی باشد، این در حالی است که در صورت عدم توجه به گردشگری طبیعی روستاییان نیز برای امرار معاش با مشکل مواجه خواهند شد که این مهم می‌تواند عاملی برای افزایش مهاجرت نیز باشد؛ اتفاقی که خود زمینه‌ساز افزایش آسیب‌های اجتماعی نیز خواهد بود. پرواضح است که ایجاد تغییرات فرهنگی را نیز می‌توان در زمره دیگر معایب گردشگری طبیعی عنوان کرد چراکه تحقیقات نشان می‌دهد در سایه افزایش گردشگری طبیعی به مرور زمان فرهنگ و آداب و رسوم رایج در روستاها نیز دستخوش تغییر خواهد شد که این مهم می‌تواند باعث بروز تعارضات و همچنین برخی از مشکلات نیز شود.

رونق صنعت گردشگری طبیعی

آنچه مسلم است برخی از کارشناسان بر این باور هستند که توسعه گردشگری طبیعی می‌تواند عاملی برای افزایش آگاهی و دانش گردشگران به حساب آید، به‌گونه‌ای که از این طریق، حفاظت از محیط زیست و ارج‌نهادن به آن به یک اصل در زندگی افراد تبدیل خواهد شد، هرچند در این مجال باید یاد آور شد که لازمه تحقق این مهم نیاز به فرهنگ‌سازی و ارائه اطلاعات کافی و صحیح دارد؛ اتفاقی که امروزه چندان در کشور محقق نمی‌شود که این خود جای بسی تأمل دارد. برخی از کارشناسان بر این باور هستند که گردشگری طبیعی خود می‌تواند عاملی برای تهاجم فرهنگی نیز باشد؛ اتفاقی که متاسفانه زمینه‌ساز بروز مشکلات جدی خواهد بود. بنابراین انتظار می‌رود که مسئولان امر توجه بیشتری به گردشگری طبیعی داشته باشند، چراکه رهاکردن این نوع گردشگری به حال خود باعث بروز مشکلات جدی و جبران‌ناپذیر می‌شود. در پایان باید خاطر نشان کرد تصمیم‌گیری‌های دولت برگ برنده گردشگری طبیعت به حساب می‌آید، چراکه هرگاه دولت برنامه‌ریزی‌های مدونی برای عدم تخریب محیط زیست و همچنین حفاظت از بناهای تاریخی و همچنین مناطق بکر طبیعی را داشته باشد به‌یقین این نوع گردشگری نه‌تنها عاملی برای تخریب محیط زیست نیست، بلکه خود می‌تواند باعث رونق اقتصاد روستایی نیز شود؛ اتفاقی که امروزه در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا در حال وقوع است. بنابراین با الگوبرداری مناسب از تجربه‌های کشورهای موفق به‌راحتی می‌توان به این مهم دست یافت.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از مهر، یک ماهواره چینی در ماه چشم اندازی جالب از خورشیدگرفتگی چند روز قبل ثبت کرده است.

محققانی که اپراتور ماهواره میکرو DSLWP-B هستند تصویری خارق العاده از خورشیدگرفتگی از مدار ماه را در توئیتر منتشر کرده اند. این ماهواره بهار گذشته همراه ماهواره Queqiao به آسمان پرتاب شده است.

ماهواره میکروی مذکور هنگام خورشیدگرفتگی در کل ٦ تصویر ثبت کرده که بعداً در تلسکوپ های رادیویی در پکن و دوینگلو در هلند دانلود شد. تیم تلسکوپ دوینگلو نیز تصاویری خارق العاده ای از این رویداد در توئیتر منتشر کردند.

ماهواره میکرو DSLWP-B مجهز به یک فرستنده و گیرنده رادیویی آماتور است که با رادیویی روی زمین ارتباط برقرار می کند.