چارتار بگو که زنده ایم

Download Mp3 Song ChaartaarBegoo Ke Zendeim + Lyrics

آهنگ چارتار بگو که زنده ایم را با لینک مستقیم و پخش آنلاین به همراه متن آهنگ از رز موزیک دانلود کنید. امیدواریم از شنیدن آهنگ بگو که زنده ایم لذت ببرید.

آهنگ چارتار بگو که زنده ایم

متن آهنگ چارتار بگو که زنده ایم

نظاره کن نگاه ما را

که پرده ای دیگر بکنم

برهنه میکنم صدا را

که با دلت حرفی بزنم

به تن تو پیوسته نشد دو دست عاشقم

به سیاهی برگشته قدم قدم دقایقم

به منو این کاشانه بگو بگو که زنده ایم

تو به گوشم افسانه بگو که دل فسرده ایم

شب دیرین شیرین نشود نگهت از یادم نرود

تو دعا کن قلبم برهد که به تلخی پایان بدهد

شب است و ناله های طوفان منو ستاره نافروزان

شب است و ناله های طوفان منو ستاره نافروزان

به تن تو پیوسته نشد دو دست عاشقم

به سیاهی برگشته قدم قدم دقایقم

به منو این کاشانه بگو بگو که زنده ایم

تو به گوشم افسانه بگو که دل فسرده ایم

به تن تو پیوسته نشد دو دست عاشقم

به سیاهی برگشته قدم قدم دقایقم

به منو این کاشانه بگو بگو که زنده ایم

تو به گوشم افسانه بگو که دل فسرده ایم

نوشته آهنگ چارتار بگو که زنده ایم اولین بار در رز موزیک – سایت اهنگ و موزیک ایرانی و خارجی. پدیدار شد.

 کیک‌های فنجانی هم هست که اسم استادان راهنما روی آن نوشته شده. آدم در نگاه اول یاد میز جشن تولد می‌افتد یا چیزی شبیه آن. آگهی‌دهنده مفتخر است که تا حالا به ده‌ها فارغ‌التحصیل خوش سلیقه خدمات ارائه کرده و همگی راضی بوده‌اند. البته که بهای خوش سلیقگی‌تان را باید بپردازید. هر سینی فینگرفود با محتویات معمول مثل رول گوشت و مرغ و سبزیجات، چیزی بین 50 تا 70 هزار تومان قیمت دارد و اگر شما طالب غذای آسیایی مثل سوشی باشید، برای هر سینی 190 هزار تومان باید پرداخت کنید که البته نشاندهنده سلیقه خاص‌تان است. کل هزینه هم بستگی به این دارد که چند تا سینی سفارش بدهید و آبمیوه طبیعی‌تان چند مدل باشد و فاندانت روی کیک‌تان خمیر شکرسفید باشد یا شکر قهوه‌ای.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایران، نمونه این آگهی‌ها در صفحات اینستاگرام هم هست. انگار هرچه باشکوه‌تر برگزار کردن مراسم دفاع پایان نامه تبدیل به نیازی شده که تا حالا به آن فکر نشده بود. برای آنکه خیلی هم به خرج نیفتید، پک‌های اقتصادی را هم بهتان معرفی می‌کنند که هم شیک هستند و هم به صرفه.

یک پک شامل یک تکه ته‌چین مرغ، یک پن‌کیک نوتلا، یک عدد اگرول گوشت، یک تکه رولت کوکو و یک بطری آبمیوه طبیعی حدود 30 هزار تومان برایتان تمام می‌شود و آگهی‌دهنده مدعی است این بهترین قیمتی است که می‌توانید با این کیفیت و تنوع پیدا کنید وگرنه که پک‌ها یا همان بسته‌بندی‌های گرانتر هم هست که بزرگتر و متنوع‌تر است. البته که میوه و شیرینی جداگانه باید روی میز پذیرایی چیده شود که قیمتش جداست. بسته‌های ارزانتر هم می‌توانید انتخاب کنید اما تنوعش زیاد نیست و توصیه‌اش نمی‌کنند؛ به هرحال مگر چند بار جلسه دفاعیه برگزار می‌کنید؟!

مُد جدید بدجوری بازار رقابت را بین برخی دانشجویان داغ کرده. این دانشجویان معمولاً به طبقه مرفه تعلق دارند و بعضی‌هاشان اصلاً برای این کار مدیر برنامه استخدام می‌کنند. حق دارید تعجب کنید، راستش برای خودم هم عجیب بود اما مهسا که به تازگی جلسه دفاعش را برگزار کرده، از تدارکات آن می‌گوید: «من کارها را به کسی سپردم که در کارش خیلی خبره بود. مسأله فقط پذیرایی نیست، او به شما می‌گوید چه لباسی باید برای مراسم تهیه کنید که البته خودش طراح و دوزنده معرفی می‌کند. همین‌طور درباره فن بیان و نحوه برخورد و حتی اینکه چه زمانی لبخند بزنید، به شما آموزش می‌دهد، طوری که بتوانید روی داورها و حاضران بیشترین تأثیر را بگذارید.»

مهسا اما تفاوت خاصی در برخورد داورها متوجه نشده است. به گفته او حتی یکی از استادان با کنایه نسبت به برگزاری مراسم عکس‌العمل نشان داده و بعد از ارائه هم خیلی زود سالن را ترک کرده است. او با این حال از برگزاری مراسم راضی است و معتقد است به هزینه‌اش می‌ارزد چون به یادماندنی می‌شود. اما آیا اصولاً مگر چنین مراسمی باید به یادماندنی شود؟!

«خب مگر مراسم عروسی است؟ من مراسم دفاع پایان‌نامه زیاد رفته‌ام، هر دانشگاهی؛ آزاد، هنر، ادبیات، علوم اجتماعی. یادم نمی‌آید در سال‌های گذشته چنین چیزهایی دیده باشم. الان نهایتاً یکی دو سال است که این مدل برگزار کردن دفاعیه مُد شده وگرنه قبلاً نهایتاً یک لیوان چای می‌دادند و تمام.»

این را محمد آزاد، دانشجوی مقطع دکترای فلسفه آموزش می‌گوید و ادامه می‌دهد: «من بین سال‌های 88 تا 90 مراسم دفاع از پایان‌نامه خیلی از دوستانم رفتم و آن موقع چنین مناسکی باب نبود. الان اما خیلی‌ها فکر می‌کنند اگر پذیرایی نکنند، کم گذاشته‌اند. وقتی مسأله تبدیل به آبروی افراد می‌شود، آن وقت بازار کار برای کسانی گرم می‌شود که خودشان به تجملات بیشتر در این زمینه دامن می‌زنند، آنها در شما احساس نیاز ایجاد می‌کنند. برخی از دانشجویان چون با رانت و طبق قراردادهای اقتصادی وارد دانشگاه شده‌اند و از قشرهای بالا هستند، این نوع مناسک را ابزاری برای خودنمایی بیشتر می‌دانند. در واقع خودنمایی با علم، چیزی است که آنها برای دستیابی به آن، به هر شکل وارد دانشگاه شده‌اند و برای خودنمایی هرچه بیشتر حاضرند هزینه زیادی بپردازند که به زعم خودشان فرهنگ بالا و تحصیلاتشان را بیشتر در چشم دیگران کنند.»

او می‌گوید: «من خیلی کم دیده‌ام استادان نظر خوشی در این باره داشته باشند، مگر معدودی؛ مثلاً شنیده بودم خود استاد به دانشجو گفته بود چه مدل شیرینی بخرد. هدیه دادن به داورها هم اصولاً کار ناپسندی حساب می‌شود و انگار‌ داری رشوه می‌دهی، با این حال شنیده‌ام بعضی دانشجویان برای استادان هدیه تهیه می‌کنند. به هرحال اسم این نوع مراسم را می‌شود گذاشت مناسک تحصیلات تکمیلی چون هر مراسمی بعد از دوره‌ای، دیگر تبدیل به مناسک می‌شود.»

برگزاری مراسم یا به قولی مناسک جلسه دفاع درحالی این روزها مرسوم شده که برخی دانشگاه‌ها از جمله دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و برخی شعبه‌های دانشگاه آزاد با صدور بخشنامه‌هایی دانشجویان را از پذیرایی در این مراسم اکیداً منع کرده‌اند، با این حال کسی که به هر ترتیب می‌خواهد مراسمش خاص باشد، گوش شنوایی ندارد و باوجود تذکرات، کار خودش را می‌کند.

دکتر امین جعفری، عضو هیأت علمی دانشگاه امیرکبیر، معتقد است این نوع مراسم در دانشگاه‌های مهم خیلی دیده نمی‌شود. به‌گفته او بخشنامه‌هایی از سوی وزارتخانه به دانشگاه‌ها ابلاغ شده که بر اساس آن پذیرایی در هنگام ارائه ممنوع است و بعد از آن مشکلی ندارد که آن موقع هم داورها معمولاً جلسه را ترک کرده‌اند.

او می‌گوید: «چیزی که من دیده‌ام این است که گاهی پک‌های پذیرایی را برای استادان می‌گذارند که داورها به آن دست نمی‌زنند و اگر جلسه طولانی بود، نهایتاً آب می‌خورند. ما در دانشگاه‌های دولتی از این جهت مشکل خاصی نداریم. این نوع مراسم بیشتر در دانشگاه‌های آزاد باب شده است. در هرحال کسی که می‌خواهد از پایان نامه‌اش دفاع کند، به‌خودی خود استرس دارد و آن‌وقت باید به‌فکر پذیرایی مراسم هم باشد که بار مضاعف است. بدتر از آن این است که دانشجو فکر می‌کند اگر این کارها را نکند، دیگر اسمش پایان‌نامه نیست و چیزی کم دارد. به‌نظر من این قبیل کارها و این نوع پذیرایی، جلسه را از رسمیت خارج می‌کند.»

یکی دیگر از استادان هم که درخواست کرد نامی از او برده نشود، معتقد است از زمانی که پای خانواده‌ها به مراسم دفاع باز شد، این نوع تجملات هم کم کم بیشتر شد. به‌ گفته او بهتر است فقط دانشجویان در این مراسم حضور داشته باشند و طوری با آن برخورد نشود که انگار شخص اتفاق خارق‌العاده‌ای را رقم زده است؛ این فقط بخشی از مراحل تحصیلات تکمیلی است. این روزها کسانی هستند که جای شما فکر می‌کنند. آنها به‌ شما می‌گویند چه‌کاری درست است و چه کاری غلط، اینکه چطور می‌توانید باکلاس باشید و چشم‌ها را به‌خود خیره کنید. آنها یک مراسم به یادماندنی را برایتان رقم می‌زنند، برایشان فرقی نمی‌کند مراسم جشن تولد و عروسی باشد یا دفاع از پایان نامه. حالا دیگر دست خودتان است تصمیم بگیرید بار علمی یک مراسم علمی را بالا ببرید یا حواشی را تا می‌توانید پررنگ‌تر کنید. از نظرتان کدام یک ماندگارتر خواهد بود؟

به گزارش اقتصادآنلاین، ایران نوشت: مراغعلی خس‌خس کنان روی زیلوی خاک گرفته‌ای که رو به روی خانه‌اش پهن کرده زیرآفتاب لم داده است. او از روزگاری می‌گوید که در روستای «سادات محمودی» دامداری داشت و زندگی بر وفق مرادش بود. عصای چوبی‌اش کمی آن طرف‌تر افتاده و سیگار یک لحظه از لبش جدا نمی‌شود. همسرش رودابه هم دست به سینه به چارچوب در خانه تکیه زده است. محمد جعفر کمی آن طرف‌تر صندوق اتومبیل پیکان زهوار دررفته‌اش را بالا زده و همین‌طور که پوست‌های خشک روی جای سوختگی دستش را می‌کند تعریف می‌کند که چطور از «مارگون» به اصرار زنش به «مادوان» آمده. مثل بسیاری از هم روستایی‌هایش که با فروختن دام و زمین‌های کشاورزی به حاشیه‌های یاسوج پناه آورده‎‌اند. میان انبوه خانه‌های بدقواره و سیمانی پسربچه‌ها با موهای از ته تراشیده شده مشغول بازی هستند. با توپی که پوست رویش از فرط سابیده شدن روی آسفالت کنده شده است.

با علی که یکی از بومی‌های مادوان سفلی است هم قدم می‌شوم تا اطراف را ببینم. انتهای خیابان او انگشت را به سمت زمین‌های خاکی و خانه‌های نیمه تمام در چند متری دیوار فرودگاه یاسوج می‌گیرد و می‌گوید: «تمام اینجا زمین‌های کشاورزی و برنجکاری بود اما بعد از مهاجرت‌ها به سمت یاسوج همه چیز عوض شد.» حالا بوی فاضلاب لجن گرفته‌ای که از خانه‌ها به زمین‌های خاکی می‌ریزد فضا را پر کرده است. در کوچه‌های مادوان سفلی پرسه می‌زنم. محله‌ای حاشیه نشین در یاسوج که روزگاری روستای باصفایی بود پر از باغ‌های گردو و سیب اما با مهاجرت روستاییان چهره یاسوج تغییر کرد و بلوط زارها و زمین زراعی جای خودش را به خانه‌های سیمانی داد.

از تبدیل شدن شهر یاسوج به مرکز استان 43 سال بیشتر نمی‌گذرد اما در این مدت اتفاقات زیادی باعث تغییر شکل این شهر خوش آب و هوا و مرکز استان کهگیلویه و بویر احمد شده است. یکی از مهم‌ترین اتفاقات در تمام این سال‌ها روند رو به رشد مهاجرت به این شهر بوده است. ساخت و سازهایی که بی‌امان ادامه دارند تا سرپناهی برای مهاجرانی باشند که از بخش‌های محرومی مانند مارگون، لوداب، زیلایی، دیشموک و… به اینجا پناه می‌آورند. حالا شهر یاسوج با بیش از 60 هزار نفر حاشیه‌نشین چهره‌ای جدید پیدا کرده است. چهره شهری که هر روز افق پهناورتری پیدا می‌کند.

مادوان یکی از شهرهایی است که شاید فقط نام شهر را یدک می‌کشد. جایی که به گفته مسئولان و کارشناسان بهزیستی می‌توان رد پای بیش از 80 تا ‌90 درصد آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی را در آنجا یافت. از خیابان‌های باریک مادوان سفلی و از کنار خانه‌هایی که رنگ سیمانی و درهای آهنی زنگ گرفته‌ای دارند رد می‌شوم. مردان کنار خیابان در دسته‌های کوچک کنار مغازه‌ها جمع شده‌اند و زنان جلوی درها نشسته‌اند و با هم گپ می‌زنند. به مدرسه‌ای ابتدایی می‌رسم. به اتاق مدیریت می‌روم تا از زبان مسئولان مدرسه که بعضی بومی این منطقه هستند مشکلات را بشنوم. معلم یکی از مقاطع که خودش را بومی این منطقه معرفی می‌کند می‌گوید: «من 22 سال است در این منطقه زندگی می‌کنم. اینجا در این سال‌ها خیلی تغییر کرده است. منطقه‌ای آرام پر از باغ و زمین‌های زراعی بود اما سیل مهاجرت شکل و فرهنگ این منطقه را عوض کرد. الان به جرأت می‌شود گفت شاید فقط 10 خانواده بومی هستند و الباقی مهاجر.»

او دلیل این مهاجرت را ارزان بودن کرایه خانه نسبت به شهر  و  نیز محرومیت مناطق دیگر استان می‌داند. صدای جیغ و داد بچه‌ها که در زنگ تفریح مدرسه را روی سر گذاشته‌اند اتاق مدیریت را پر کرده است و یکی دیگر از همکاران وسط حرف می‌آید: «بگذار یک آمار به شما بدهم تا ببینید در مادوان چه اتفاقی افتاده. ما سال 76 در این مدرسه112 دانش‌آموز داشتیم و الان 470 دانش‌آموز داریم که از این بین 50 نفر آنها فرزند طلاق هستند و تعداد زیادی هم با مسائلی آشنا هستند که اصلاً در این سن و سال هیچ توجیهی ندارد.»

محمد جعفر 4 سال پیش از مارگون به مادوان سفلی آمد لابد با کلی خیالات که به شهر می‌رود و روزهای خوبی برای خانواده‌اش می‌سازد. سرش را از صندوق پیکان سفید و قدیمی بیرون می‌کشد و هنوز حرف را شروع نکرده مشغول کندن پوست خشک و سیاه سوختگی بالای انگشت شستش می‌شود: «به زور زنم آمدم وگرنه کارو کاسبی در روستا بد نبود. دام داشتم و پول در می‌آوردم ولی همه چیز را فروختم و آمدم اینجا آواره شدم. این زخم را ببین رفته بودم سقف خانه‌ای را ایزوگام کنم به این روز افتاده هنوز هم پولش را نگرفته‌ام. آمدیم شهر و افتادیم به کارگری.»

او که 4 فرزند قد و نیم قد دارد مجبور است مسافرکشی هم بکند تا دخل و خرجش باهم بخواند: «آواره کردم خودم را ولی چه کنم واقعاً آنجا از لحاظ رفاهی هیچ چیز نداشتیم گاهی توی دلم به زنم حق می‌دهم.» او هم از انبوه مهاجرانی می‌گوید که به مادوان آمدند: «اینجا وضعیت مالی همه صفر است. همه مستأجر هستند و اگر پیش سوپری سرکوچه بروی می‌بینی که همه حساب دفتری دارند به چه بزرگی.»

روستای مزدک حبیب آباد به خانه باغ‌های مصفا و درختان بلوطی پای تپه‌هایش شهرت داشت. حالا از همان ابتدای خیابان ساخت و ساز‌ها را می‌شود دید. خانه‌های روستایی جای خودشان را به اسکلت‌های سیمانی می‌دهند. به دفتر دهیار می‌روم اما نیست و یکی از جوانان روستا از وضعیت گذشته و حال می‌گوید: «اینجا تقریباً 2 هزار نفر جمعیت دارد که نصف این رقم مهاجرانی هستند که از استان خودمان و حتی استان‌های اطراف به اینحا آمدند. از 10 سال پیش مهاجرت به اینجا شروع شده است. قبل‌تر خانه‌ها بافت سنتی داشت اما الان باغ‌ها خشک و تبدیل به خانه می‌شوند. حتی قبل از اینکه طرح «هادی» بیاید همه به تکاپو افتادند که تغییر کاربری بدهند. تغییر کاربری هم کاری ندارد کافی است یک پارتی داشته باشی تا مجوز بگیری.»

او از بلوط‌های 400 ساله‌ای می‌گوید که قطع شده‌اند تا مردم فراری از روستاها سرپناهی داشته باشند. در مادوان علیا هم وضعیت بهتر نیست خانه‌ها تا دل کوه بالا رفته‌اند. یکی از ساکنان بومی مسیر چشمه‌ای را نشانم می‌دهد: «اینجا از هر 10 نفر 8 نفر مهاجر هستند. این چشمه را بروی بالا می‌بینی که چطور بالایش در حال ساخت و ساز هستند و چشمه را خشک کردند. مادوان فقط اسمش شهر است.» انتهای جاده آسفالت که معلوم نیست تا کجا ادامه دارد کارخانه آب معدنی راه‌اندازی شده و آن‌طور که محلی‌ها می‌گویند اطرافش تبدیل به محل ریختن زباله و پاتوق معتادان است.

برای فهمیدن رشد افقی یاسوج کافی است چند نقشه هوایی ببینید تا عمق مسأله را درک کنید. رنگ‌های سبز زمین‌های کشاورزی و باغ‌ها کم کم خاکستری شده و اراضی زراعی تبدیل شده به خانه، کمربند سبزی که اطراف شهر بود تبدیل به زنجیره‌ای از شهرک و خانه شده. بلهزار، گوشه، مادوان، مزدک، اکبر آباد و نجف آباد، سروک و موردراز، سراب تاوه، علی‌آباد و خلف آباد هم نام محله هایی است که پر از مهاجر شده است. شهری که یک سینما ندارد و حتی دریغ از یک توالت عمومی؛ با سرابی از شهریت و رفاه برای مهاجران. شهری با کمترین میزان اشتغالزایی مهاجران را تبدیل به کارگران خدماتی می‌کند که مجبورند صبح تا شب بدوند تا شکم کودکان شان را سیر کنند.

سلیمان محمدی دوست، دانش آموخته دکترای جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری که سابقه تحقیقات میدانی در یاسوج دارد از نبود فرصت‌های شغلی متوازن در استان می‌گوید: «ما در خیلی از شهرهای استان نرخ بالای بیکاری را داریم. مهم‌ترین دلیل هم محرومیت‌های تاریخی این استان بوده. نبود صنایع متوسط و کلان یکی از مشکلات است. از 12 شهرک صنعتی در استان ما فقط یک یا 2 شهرک با ظرفیت 30 درصد کار می‌کنند. نبود راه‌های ارتباطی هم مشکل دیگری است. استان ما هنوز به شبکه ریلی کشور متصل نشده است.» برای فهم روند مهاجرت که تقریباً از سال 1360 در یاسوج شروع شد به این آمار دقت کنید. جمعیت شهری یاسوج در سال 1345 تنها 931 نفر بود و در سال 95 به 134532 نفر رسید. وسعت شهری هم از 60 هکتار در سال 1355 به 1819 هکتار در 1395 رسید. روندی که محمدی دوست دلیل عمده آن را مهاجرت و چسبیدن روستاها به شهر می‌داند و دلیل بعدی را رشد طبیعی شهر. او از بین رفتن درختان و زمین‌های کشاورزی و کوه‌خواری را یکی از پیامدهای این مهاجرت‌ها و نبود مدیریت یکپارچه شهری می‌داند: «ما در «مهریان» و «بلهزار» شاهد تخریب زیست بوم بوده‌ایم و حتی در «سروک» هم شاهد کوه‌خواری و تغییر کاربری گسترده هستیم.»

حالا به سمت سراب تاوه، موردراز، تل خسرو و سروک می‌رویم. در سروک با حاشیه نشینی به معنای همیشگی آن رو به رو نیستیم. اینجا پر از ویلاهای میلیاردی است که درست زیر تپه‌هایی پر از بلوط سر برآورده‌اند. بولدوزر به جان کوه‌ها انداختند و ویلا ساخته‌اند. بلوط بریده‌اند و حیاط خانه را وسعت بخشیدند. ویلاهایی که کم از ولنجک و قیطریه تهران ندارند. آن‌طور که می‌گویند همه جور خدمات هم در اختیار صاحبان این ویلاها قرار گرفته است و محلی‌ها دلیل آن را صاحب نفوذ بودن صاحبان ویلاها می‌دانند. به قول سلیمان محمدی دوست این حاشیه‌نشینی حتی خطرناک‌تر از حاشیه نشینی است که دغدغه معیشت دارند: «تغییر کاربری و ساخت و ساز غیرمجاز از جمله کارهایی است که صاحبان این ویلاها انجام می دهند. یاسوج از دو سمت مورد هجوم قرار گرفته است اما خطر ویلاها و صاحبان آنها در سروک خطر بزرگتری است.»

دانلود ریمیکس آهنگ ریز پیچید از مسیح و آرش AP

Download Remix Masih & Arash AP-Riz Pichid + Lyrics

ریمیکس آهنگ ریز پیچید مسیح و آرش AP را با لینک مستقیم و پخش آنلاین به همراه متن آهنگ از رز موزیک دانلود کنید. امیدواریم از شنیدن ریمیکس آهنگ ریز پیچید لذت ببرید.

ریمیکس آهنگ ریز پیچید از مسیح و آرش AP

ریمیکس ریز پیچید-مسیح و آرش AP

 

رفت نتونستم مانع شم رفت خیلی آسون از پیشم

سر کی اون منو از یاد برد سر چی تو بگو منم قانع شم

ساده دادی ترجیح منو به اون یکی هی باشه یادت رفتی تنها بمونم تا کی

کی میخوای بفهمی من نیستم کامل بی تو چرا انقد بی رحمی

کمی با عشق من تب کن و کمی با عشق تو تب کن

کمی به پای من صبر کن نرو کمی به پای من صبر

کمی حوصله کن با من بمون کمی حوصله حیفه

کمی حوصله کن با من بمون کمی حوصله

نوشته ریمیکس آهنگ ریز پیچید از مسیح و آرش AP اولین بار در رز موزیک – سایت اهنگ و موزیک ایرانی و خارجی. پدیدار شد.

ناصر صدر لاابالی

دانلود آهنگ ناصر صدر لاابالی به همراه متن از رسانه رز موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین در قالب mp3.

Download Song Naser Sadr–Laobali + Lyrics

بی ریشه بود دلت هر کی رسید بهت گفت دوست داره

هیچوقت نشد با یبار با یک نفر بخواد باشه احساست

دانلود آهنگ ناصر صدر لاابالی

متن آهنگ

بی ریشه بود دلت هر کی رسید بهت گفت دوست داره

هیچوقت نشد با یبار با یک نفر بخواد باشه احساست

دوستای سادت راحت دستشون ما بین موهات رفت

با هر کی خندیدی دیدی کام این دیوونه هی شد تلخ

لاابالین چشات توو قلبت هر کی هر کیه

من ولی میخوام تورو با اینکه قلبت سنگیه 

لعنتی آغوشتو بی حرمتش کردی چطور

میدونی که من چقد  حساسیت دارم رو تو

لاابالین چشات توو قلبت هر کی هر کیه

من ولی میخوام تورو با اینکه قلبت سنگیه 

لعنتی آغوشتو بی حرمتش کردی چطو

ر میدونی که من چقد  حساسیت دارم رو تو

حرف پشتت زیاده اما بازم میخوادت این قلب ساده

هر جوری که باشی با دوریت میپاشیش از هم دوباره میخوادت دوباره

لاابالین چشات توو قلبت هر کی هر کیه

من ولی میخوام تورو با اینکه قلبت سنگیه 

لعنتی آغوشتو بی حرمتش کردی چطو

ر میدونی که من چقد  حساسیت دارم رو تو

لاابالین چشات توو قلبت هر کی هر کیه

من ولی میخوام تورو با اینکه قلبت سنگیه 

لعنتی آغوشتو بی حرمتش کردی چطور

میدونی که من چقد  حساسیت دارم رو تو

نوشته دانلود آهنگ ناصر صدر لاابالی اولین بار در رز موزیک – سایت اهنگ و موزیک ایرانی و خارجی. پدیدار شد.

تیتراز سریال پناه آخر محمد معتمدی

دانلود آهنگ تیتراز سریال پناه آخر محمد معتمدی به همراه متن از رسانه رز موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین در قالب mp3.

Download Song Mohammad Motamedi–Panahe Akhar + Lyrics

با یادت جهان من آشوب است در عشقت هوای مردن خوب است

خاموشی بهای عشقت است میدانم که برده ای از یادم

بزودی از رسانه رز موزیک

“تیتراژ سریال پناه آخر از شبکه یک سیما”

دانلود آهنگ تیتراز سریال پناه آخر محمد معتمدی

متن آهنگ

با یادت جهان من آشوب است

در عشقت هوای مردن خوب است

خاموشی بهای عشقت است

میدانم که برده ای از یادم

بی تابم که داده ای بر بادم

تنهایی سزای عشق است

پنهان نکردم شوقم شورم عشقم را من از تو

پیدا نبود

توضیحات در اینستاگرام :

قطعه ای جدید برای تیتراژ سریال “پناه آخر” که پخش آن از شبکه اول از دیشب آغاز شده است.

با آهنگ و تنظیم زیبای دکتر محمدرضا چراغعلی و ترانه سجاد عزیزی آرام.

این قطعه پس از یک ویرایش کوچک در میکس آن، بزودی به عنوان هدیه تقدیمتان می گردد❤️

سریال هرشب از حدود ساعت ۲۲ از شبکه یک سیما پخش می گردد.

کارگردان: داریوش یاری

تهیه کننده: داوود شاه بابایی 

نوشته دانلود آهنگ تیتراز سریال پناه آخر محمد معتمدی اولین بار در رز موزیک – سایت اهنگ و موزیک ایرانی و خارجی. پدیدار شد.

دانلود ریمیکس آهنگ ترس از میثم ابراهیمی

Download Remix Tars-Meysam Ebrahimi + Lyrics

ریمیکس آهنگ ترس میثم ابراهیمی را با لینک مستقیم و پخش آنلاین به همراه متن آهنگ از رز موزیک دانلود کنید. امیدواریم از شنیدن ریمیکس آهنگ ترس لذت ببرید.

ریمیکس آهنگ ترس از میثم ابراهیمی

ریمیکس ترس-میثم ابراهیمی

خداحافظ اون همه خاطرمون 

خداحافظی من و عشقم به خودت برسون

رو به راه میشه دل میشه نوبت من یه روزی 

مث حال الانم تو میریزی به هم

تو میریزی به هم

اینکه عوض شدی ترس منه 

شدی بازی دست همه 

میذاری میری بی من

تو که میدونی سخته غمت 

از تو چی دیگه سهم منه

من این روزارو دیدم

این روزارو دیدم …

اینکه عوض شدی ترس منه 

شدی بازی دست همه 

میذاری میری بی من

تو که میدونی سخته غمت 

از تو چی دیگه سهم منه 

من این روزارو دیدم

این روزارو دیدم

من که قلبمو باختم با بد

و خوب تو ساختم کاش بهم بگی 

فقط چی آخه دلتو زد

رفتی از همه بریدم 

از تو به کجا رسیدم

خیال تو بارون و شب

 این دلمو دیوونه کرد

دلمو دیوونه کرد

اینکه عوض شدی ترس منه

شدی بازی دست همه

میذاری میری بی من

تو که میدونی سخته غمت 

از تو چی دیگه سهم منه

من این روزارو دیدم

این روزارو دیدم

اینکه عوض شدی ترس منه 

شدی بازی دست همه

میذاری میری بی من

تو که میدونی سخته غمت

از تو چی دیگه سهم منه

من این روزارو دیدم

این روزارو دیدم

نوشته ریمیکس آهنگ ترس از میثم ابراهیمی اولین بار در رز موزیک – سایت اهنگ و موزیک ایرانی و خارجی. پدیدار شد.

دانلود ریمیکس آهنگ خلوت از مسعود صادقلو

Download Remix Masoud Sadeghloo-Khalvat + Lyrics

ریمیکس آهنگ خلوت مسعود صادقلو را با لینک مستقیم و پخش آنلاین به همراه متن آهنگ از رز موزیک دانلود کنید. امیدواریم از شنیدن ریمیکس آهنگ خلوت لذت ببرید.

ریمیکس آهنگ خلوت از مسعود صادقلو

ریمیکس خلوت-مسعود صادقلو

میدونی داستان چیه

یه وقتایی آدم حوصله ی هیچکسو نداره

حتی نزدیکایه خودشو

دوست داره همینجوری تنها باشه

هیچکیو نبینه

خلوت

از این آدما دورم کن بد و خوب نداره خستم

اونا که دست مردونه دادن فهمیدیم چقدر پستن

از این ادما دورم کن نمیخوام هیچکیو اصلا

تا وقتی کارشون گیره همشون دورمون هستن

این روزا تشنه ی یکم مردونگیم اما که حیف نیست

لااقل تو بام بمون نزار بشن چشمایه من خیس

این روزا تشنه ی یکم مردونگیم اما که حیف نیس

لااقل تو بام بمون نزار بشند چشمایه من خیس

چشمایه من خیس

از این ادما دورم کن

نوشته ریمیکس آهنگ خلوت از مسعود صادقلو اولین بار در رز موزیک – سایت اهنگ و موزیک ایرانی و خارجی. پدیدار شد.

میثم ابراهیمی ای امون از اون روزی که برسه

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی ای امون از اون روزی که برسه به همراه متن از رسانه رز موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین در قالب mp3.

Download Song Meysam Ebrahimi–Ey Amoon + Lyrics

ای امون از اون روزی که برسه دستای خالیمونم پر بشه

دوباره باز به عشق تو باغچه خونمونم گل بده

بزودی از رسانه رز موزیک

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی ای امون از اون روزی که برسه

متن آهنگ

ای امون از اون روزی که برسه

دستای خالیمونم پر بشه

دوباره باز به عشق تو

باغچه خونمونم گل بده

روشن کن شمعها رو بیا برام جمع کن

منو خراب و بیا رومو کم کن

نوشته دانلود آهنگ میثم ابراهیمی ای امون از اون روزی که برسه اولین بار در رز موزیک – سایت اهنگ و موزیک ایرانی و خارجی. پدیدار شد.