به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از اعتماد،WTO اصلی‌ترین نهاد تجارت جهانی است. با یک حساب سرانگشتی، این نهاد از زمان تاسیس تاکنون توانسته با توافقنامه‌های عمومی در زمینه‌های تجاری و گام‌هایی در جهت کاهش یا به صفر رساندن تعرفه‌ها، تجارت بین اعضایش را تا 171 درصد افزایش دهد. به عنوان مثال زمانی که کالایی از چین به امریکا یا اتحادیه اروپا صادر می‌شود، قوانین سازمان تجارت جهانی می‌تواند موانع را مرتفع کند تا کالا از تکنولوژی تا مواد خوراکی راحت‌تر صادر و وارد شوند. این نهاد به عنوان «تسهیل‌کننده» می‌تواند به شرکت‌ها اطمینان دهد که برنامه‌ریزی‌های‌شان محقق می‌شود و سرمایه مورد نیازشان نیز بدون تغییر و ضرر باقی خواهد ماند. اما چندی است که مشکلات این نهاد بین‌المللی بسیار عمیق‌تر شده و فراتر از اختلاف نظرها پیرامون تعرفه‌های تجاری رفته است. این مشکل، کاهش اعتماد به نحوه عملکرد قوانین بین‌المللی سازمان تجارت جهانی است. در واقع داستان از جایی شروع شد که چین علیه تعرفه‌های اعمال شده امریکا به این سازمان شکایت کرد. اما در نهایت اتفاق خاصی رخ نداد و مذاکرات سازمان تجارت جهانی با طرفین درگیر در جنگ تجاری با شکست مواجه شد. شاید اگر امریکایی‌ها از مواضع خود دست می‌کشیدند‌، این همه خشم چین و سایر کشورها از تبعات جنگ تجاری وجود نداشت.

بازوی مذاکره شکسته است

96 درصد از حجم تجارتی که در جهان انجام می‌شود، توسط سازمان تجارت جهانی پایه‌ریزی شده است. اما این سازمان که از سال 1995 شکل گرفته در شرف فروپاشی قرار دارد. چرا که قرار است یک هفته دیگر دو تن از قاضی‌هایی که شکایت‌های مربوط به موانع تجاری را بررسی کرده و حکم می‌دهند‌، بازنشسته شوند. ترامپ معتقد است این سازمان عملکرد قبل را ندارد. به گفته او رسیدگی این سازمان به اختلافات و شکایات بیش از 90 روز به طول می‌انجامد. از این رو قاضی جدید جایگزین نفرات بازنشسته نخواهد شد. در واقع نفر باقی مانده باید به تنهایی به پرونده‌های شکایت رسیدگی کند. هر چند دولت‌های گذشته نیز گاهی از سیاست‌های این سازمان گله‌مند بودند و در تعیین قضات دخالت می‌کردند، اما عدم انتصاب فرد جدید را به منزله یکجانبه گرایی امریکا تلقی می‌کنند. از سوی دیگر حقوقدانان بازرگانی امریکا از عدم جایگزینی هیات استیناف راضی هستند. چرا که به زعم آنها این هیات با توجه به مواضع و نگرشی که دارد، بیش از حد اروپایی است و این را توهین به حاکمیت امریکا می‌دانند. این بدان معناست که سیستمی که تا چندی پیش تقویت‌کننده روابط تجاری بود، پس از تبعات جنگ تجاری به سمت و سوی سیاست‌های «یکجانبه‌نگر» رفته است. به بیان دیگر در شرایطی که قرار بود این سازمان، رابطه بین سیاست و تجارت را به حداقل برساند، تبعات این نوع از سیاست‌ها در این است که اگر کشورها حس کنند با تبعیت از قوانین این سازمان، نه تنها نمی‌توانند تجارت آزادانه‌ای داشته باشند، بلکه مورد تعدی سایرین قرار می‌گیرند، به جای شروع یک معامله رسمی، یک شکایت رسمی را به سازمان می‌دهد. اگر حکم سازمان برای دو طرف خوشایند نباشد و اعتراض‌شان نیز مورد قبول رای قضات استیناف نباشد، برنده می‌تواند تعرفه‌های سنگینی را با تحمیل نظرش بر قاضی بر بازنده ایجاد کند. این تعرفه‌ها در میان‌مدت می‌تواند ستون‌های سازمان تجارت جهانی را سست کند و باعث دوری قانونگذاران از آنها شود. در واقع اساس شکل‌گیری سیستم تجارت جهانی مبتنی بر قوانینی است که تجارت و بازرگانی را در خدمت کشورها قرار دهد به نحوی که به تمام افراد خدمت‌رسانی شود.

به نظر می‌رسد بازوی «مذاکرات» سازمان تجارت جهانی برای حل و فصل مناقشات تجاری سال‌هاست که شکسته است. با وجود 164 عضو فعال کنونی‌، برای منازعات کمتری مذاکره صورت می‌گیرد و هر عضو حق وتو در برابر هر گونه آزادسازی تجاری چند‌جانبه دارد. بدون مذاکرات و در سایه حق وتوی اعضا موجب تنفر از هیات استیناف می‌شود.

از سازمان تجارت جهانی چیزی باقی نمانده

امریکا امتیازهای ویژه‌ای در این سازمان دارد. اول اینکه می‌تواند علیه اتحادیه اروپا و یارانه‌ای که به ایرباس می‌دهد‌، اقامه دعوی کند. از سوی دیگر می‌تواند علیه دومین اقتصاد بزرگ دنیا‌، چین نیز بابت پرداخت یارانه‌هایی به تولیدکنندگان داخلی، عدم رعایت مالکیت معنوی، کنترل و احاطه بر صادرات عناصر نایاب که در ساخت تلفن همراه و تجهیزات نظامی کاربرد دارد و حتی تعرفه بر مواد غذایی امریکا به سازمان تجارت جهانی شکایت کند. امریکا قصد دارد با این کار که «علاج‌های تجاری» نام دارد از تولیدکنندگان خود در برابر واردات ناعادلانه دفاع کند. به بیان دیگر در تلاش برای سازگار شدن دیگران با قوانین خود به جای خرید است.

از طرف دیگر، شرایط WTO نیز متفاوت شده است. اکنون ترامپ القاکننده انشعاب در سازمان تجارت جهانی و تشدیدکننده جنگ تجاری است و تقریبا چیزی باقی نمانده که از این سازمان بخواهد.

از میان 163 عضو این سازمان‌، 117 کشور طی نامه‌ای خواستار پایان دادن به منازعات بین امریکا و این سازمان شدند. از سوی دیگر برخی دیگر از کشورها مانند کانادا، نروژ و اتحادیه اروپا بر اساس یک توافقنامه موقتی، استفاده از قضات بازنشسته را در حل و فصل منازعات تجاری احتمالی را به تصویب رساندند. تلاش این کشورها برای پر کردن حفره مربوط به بدنه استیناف WTO است. در واقع آنها معتقدند امریکا از ریاضیات پیچیده و مشکوکی برای محاسبه تعرفه‌های حمایتی استفاده می‌کند. در حالی که قوانین تجارت جهانی می‌تواند جایگزین هر معادلات پیچیده‌ای شود. هر چند به نظر می‌رسد کشورهای بسیاری از ترس تحت تعقیب بودن و عواقب تنبیهی توسط امریکا از چنین جایگزینی استفاده نکنند. البته زمزمه‌هایی مربوط به راه‌اندازی یک سازمان دیگر به بزرگی سازمان تجارت جهانی برای پوشش خطاها و کاستی‌های WTO شنیده می‌شود. این موارد به این معناست که سازمان تجارت جهانی غیر‌قابل پیش‌بینی و بحث‌برانگیزتر شده است. بدون بدنه استینافی به عنوان یک واسط صادق و عادل برای حل منازعات تجاری، نمی‌توان به جهان به چشم یک دهکده بزرگ جهانی نگریست. امریکا به عنوان کلانتر تجارت جهانی عمل کرده و برای سایر کشورها نیز پرونده‌سازی می‌کند. به عنوان مثال در نوامبر ترامپ اعلام کرد که یک تحقیق در خصوص مالیات فرانسه در مورد خدمات دیجیتال را به پایان رسانده است. چیزی که می‌تواند به وضع تعرفه بر این نوع خدمات فرانسوی منجر شود.